خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه از عشق و فداکاری در راه معشوق سخن میگوید. شاعر از مستی عشق، شجاعت در میدان طلب، و پذیرش سرنوشت سخن میگوید. همچنین به موضوعاتی مانند ناز معشوق، تغافل، و نگاهی که جان را سیراب میکند اشاره دارد.
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین برخی از اشارات مانند 'کشته شدن' و 'اجل' نیاز به سطحی از بلوغ فکری برای درک صحیح دارند.
غزل ۳۱۷ - مست عشق تو که میدان طلب از شیر شود
مست عشق تو که میدان طلب از شیر شود
شیر مست است که در بیشهٔ شمشیر شود ۱
چشم شایستهٔ دیدار فرو می بندم
بر سِتم نیست اگر کار اجل دیر شود ۲
مرد میدان تو را ناز کُشد، نی شمشیر
تا بود ناز، چرا کشتهٔ شمشیر شود ۳
گر به عرفی نظرت نیست، تغافل چه ضرور
می توان کرد نگاهی که ز جان سیر شود ۴
شیر مست است که در بیشهٔ شمشیر شود ۱
چشم شایستهٔ دیدار فرو می بندم
بر سِتم نیست اگر کار اجل دیر شود ۲
مرد میدان تو را ناز کُشد، نی شمشیر
تا بود ناز، چرا کشتهٔ شمشیر شود ۳
گر به عرفی نظرت نیست، تغافل چه ضرور
می توان کرد نگاهی که ز جان سیر شود ۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۱۶ - لب حرف شفا گفت، دلِ سوخته تب کرد
گوهر بعدی:غزل ۳۱۸ - غم چو شبخون می زند، هان دوستان لشگر کنید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.