خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که به موضوعات عشق، عبادت، درد و رنج، و تفاوتهای بین زاهد و عاشق میپردازد. شاعر از محبت و عشق سخن میگوید و آن را با عبادت زاهد مقایسه میکند. همچنین، به مفاهیمی مانند رنج، قیامت، و زندگی درویشان اشاره دارد.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای سنین پایینتر دشوار است. همچنین، برخی از اشارات به درد و رنج ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامناسب باشد.
غزل ۲۸۸ - کسی به دور محبت خمار خم نکشد
کسی به دور محبت خمار خم نکشد
که در کشد قدح زهر، درد هم نکشد ۱
تو را عبادت و مارا محبت ای زاهد
بهل که کار به نادانی قلم نکشد ۲
بسوز برهمنا سبحهٔ دیدهٔ ناقوس
که ننگ نسبت ما دیر چون حرم نکشد ۳
چو دود سینهٔ من سایه بان زند فردا
ز آفتاب قیامت کسی الم نکشد ۴
همان به است که عرفی به بزم درویشان
سفال جوید و منت جام جم نکشد ۵
که در کشد قدح زهر، درد هم نکشد ۱
تو را عبادت و مارا محبت ای زاهد
بهل که کار به نادانی قلم نکشد ۲
بسوز برهمنا سبحهٔ دیدهٔ ناقوس
که ننگ نسبت ما دیر چون حرم نکشد ۳
چو دود سینهٔ من سایه بان زند فردا
ز آفتاب قیامت کسی الم نکشد ۴
همان به است که عرفی به بزم درویشان
سفال جوید و منت جام جم نکشد ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۸۷ - بیار باده که جانم دمی ز ناله بر آید
گوهر بعدی:غزل ۲۸۹ - بهشت خاص شما زاهدان، نماز کنید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.