خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از عرفی شیرازی بیانگر مفاهیم عرفانی و عشق است. شاعر از دلهای ویرانه، عشق به خرابات، و ناتوانی زبان در بیان معانی عمیق سخن میگوید. همچنین، به شیرینی لب یار و پشیمانی از توبه اشاره میکند.
محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و عشقی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری دارد. همچنین، برخی اشارات مانند خرابات و توبه ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم یا نیازمند توضیح باشد.
غزل ۲۷۱ - دل خانه در این عالم ویرانه نگیرد
دل خانه در این عالم ویرانه نگیرد
قاصد به دیاری که رود، خانه نگیرد ۱
دل خوش کن مردان خرابات بود عشق
از شعر که در کعبه و بتخانه نگیرد ۲
معنی به دلم باز شد، اما به زبانم
این گنج روان، جای به ویرانه نگیرد ۳
بگشا لب میگون، که لب شهد فروشم
آفاق به شیرینی افسانه نگیرد ۴
کم نیست که از توبه پشیمان شده عرفی
گر سبحه میندازد و پیمانه نگیرد ۵
قاصد به دیاری که رود، خانه نگیرد ۱
دل خوش کن مردان خرابات بود عشق
از شعر که در کعبه و بتخانه نگیرد ۲
معنی به دلم باز شد، اما به زبانم
این گنج روان، جای به ویرانه نگیرد ۳
بگشا لب میگون، که لب شهد فروشم
آفاق به شیرینی افسانه نگیرد ۴
کم نیست که از توبه پشیمان شده عرفی
گر سبحه میندازد و پیمانه نگیرد ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۷۰ - کاش آن کسان که منعم از آن تند خو کنند
گوهر بعدی:غزل ۲۷۲ - هر کس که در بهار به صحرا برون رود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.