خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن به موضوعاتی مانند قناعت، عشق، وفاداری، رنج و توبه میپردازد. شاعر تأکید میکند که حرص و طمع باعث ناکامی میشود، در حالی که قناعت فرد را از نیازمندی دور میسازد. همچنین، عشق و وفاداری با وجود مشکلات پابرجا میمانند، اما رنج و بیماریهای روحی بهسختی درمان میشوند. در نهایت، شاعر به دشواریهای مسیر پارسایی اشاره میکند.
مفاهیم عمیق عرفانی و اخلاقی موجود در متن ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد. همچنین، برخی از اشارات به رنج و بیماری روحی نیاز به درک بالاتری از زندگی دارد.
غزل ۲۶۰ - هر که حرصش گام زد، کامش روا هرگز نشد
هر که حرصش گام زد، کامش روا هرگز نشد
هر که سلطان قناعت شد، گدا هرگز نشد ۱
کام جانم درمیان آب و آتش حاضر است
هر که با همت برآید بینوا هرگز نشد ۲
بندهٔ تمکین دل گردم که در راه وفا
سیل غم هر چند افزون شد، ز جا هرگز نشد ۳
نی همین دل یافتست از کعبهٔ عشقت صفا
هر چه در این چشمه شستم بی صفا هرگز نشد ۴
هرگزت در دل نیاید کاین پریشان روزگار
شرمسار از یک نگاه آشنا هرگز نشد ۵
بس که این درد از من و دل دشمن آسایش است
صد مرض به گشت مجنون را ، شفا هرگز نشد ۶
در هوای پارسایی، عرفی از هر معصیت
گشت صد ره تایب، اما پارسا هرگز نشد ۷
هر که سلطان قناعت شد، گدا هرگز نشد ۱
کام جانم درمیان آب و آتش حاضر است
هر که با همت برآید بینوا هرگز نشد ۲
بندهٔ تمکین دل گردم که در راه وفا
سیل غم هر چند افزون شد، ز جا هرگز نشد ۳
نی همین دل یافتست از کعبهٔ عشقت صفا
هر چه در این چشمه شستم بی صفا هرگز نشد ۴
هرگزت در دل نیاید کاین پریشان روزگار
شرمسار از یک نگاه آشنا هرگز نشد ۵
بس که این درد از من و دل دشمن آسایش است
صد مرض به گشت مجنون را ، شفا هرگز نشد ۶
در هوای پارسایی، عرفی از هر معصیت
گشت صد ره تایب، اما پارسا هرگز نشد ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۵۹ - به یادم هرگز آن نخل قد موزون نمی آید
گوهر بعدی:غزل ۲۶۱ - ز شهر دل به گوشم هر نفس فریاد می آید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.