خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که به موضوعات عشق، شوق، انتقاد از زمانه و ستایش معشوق میپردازد. شاعر از عیبجویی دیگران، شوق دیدار معشوق، و ناملایمات زمانه سخن میگوید و در نهایت به ستایش معشوق و تأثیر عمیق او بر زندگی خود اشاره میکند.
این شعر دارای مفاهیم عمیق عرفانی و اجتماعی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات انتقادی و تمثیلهای بهکاررفته نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
غزل ۲۴۸ - مقیم کعبه که عیب شرابخانه کند
مقیم کعبه که عیب شرابخانه کند
به این بهانه حدیث می مغانه کند ۱
دلم چکونه نتازد به صیدگاه کسی
که شوق ناوک او کار تازیانه کند ۲
ستم فروش درآ، در زمانه، باک مدار
که خوش معاملگی بیشتر زمانه کند ۳
شکوه عشق نگه کن ، که موی مجنون را
فلک به شعشعهٔ آفتاب شانه کند ۴
کسی که خاک درت را کند چو سرمه به چشم
ببین چه بی ادبی ها به آستانه کند ۵
جحیم با همه اسباب سوختن ، عرفی
ز برق شمع تو دریوزهٔ زبانه کند ۶
به این بهانه حدیث می مغانه کند ۱
دلم چکونه نتازد به صیدگاه کسی
که شوق ناوک او کار تازیانه کند ۲
ستم فروش درآ، در زمانه، باک مدار
که خوش معاملگی بیشتر زمانه کند ۳
شکوه عشق نگه کن ، که موی مجنون را
فلک به شعشعهٔ آفتاب شانه کند ۴
کسی که خاک درت را کند چو سرمه به چشم
ببین چه بی ادبی ها به آستانه کند ۵
جحیم با همه اسباب سوختن ، عرفی
ز برق شمع تو دریوزهٔ زبانه کند ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۴۷ - هم نوای بلبل و هم صوت زاغم می گزد
گوهر بعدی:غزل ۲۴۹ - نسیم صبح چو برگ سمن فروریزد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.