خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و غزلگونه، بیانگر احساسات شاعر نسبت به معشوق است. او از جمال و کرشمههای معشوق سخن میگوید و تأثیر آن را بر خود توصیف میکند. همچنین، شاعر به مدعیان و حسادتهای آنان اشاره میکند و ابراز میدارد که هرگز نخواسته است معشوق در بند دیگری باشد.
متن دارای مفاهیم عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات بهکاررفته نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
غزل ۲۳۱ - کرشمه دست در آغوش نوشخند تو باد
کرشمه دست در آغوش نوشخند تو باد
غبار فتنه سراسیمهٔ سمند تو باد ۱
دمی که آتش حسن تو شعله خیز شود
هزار مردمک دیده ام سپند توباد ۲
سری که حلقهٔ فتراک دست می افتد
مروت است که گویند اسیر بند تو باد ۳
به مدعی چه دعاهای بد نکردم، لیک
دلم نداد که گویند اسیر بند تو باد ۴
غبار فتنه سراسیمهٔ سمند تو باد ۱
دمی که آتش حسن تو شعله خیز شود
هزار مردمک دیده ام سپند توباد ۲
سری که حلقهٔ فتراک دست می افتد
مروت است که گویند اسیر بند تو باد ۳
به مدعی چه دعاهای بد نکردم، لیک
دلم نداد که گویند اسیر بند تو باد ۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۳۰ - مدعی باز ملولست و بلایی دارد
گوهر بعدی:غزل ۲۳۲ - دوش در دیر مغان بودیم و کس با ما نبود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.