خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که دربارهٔ عشق، عقل، و رسوایی صحبت میکند. شاعر از عشق ناگهانی، پنهانکاری، و غیرت سخن میگوید و توصیه میکند که با گشودن پردهها، دیگران را از نادانی نجات دهند. همچنین، اشارهای به گذشت از غیرت و نمایش زیباییها به مستحقان دارد و در پایان، از قدم نهادن در راه اهل وجود و تحمل سختیهای این مسیر میگوید.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و اخلاقی است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهٔ زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از عبارات مانند «رسوایی» و «غیرت» ممکن است برای سنین پایین نامفهوم یا پیچیده باشد.
غزل ۲۲۲ - عاقلان آدابت آموزند و رسوایت کنند
عاقلان آدابت آموزند و رسوایت کنند
دامن جمعی به دست آور که شیدایت کنند ۱
ناگهان عشقت کدازند، از حجاب ناکسی
پرده بگشا تا ز نادانی تمنایت کنند ۲
باغ گل پژمرده کردی، رو ز کس در هم مکش
من هم از غیرت گذشتم، گو تماشایت کنند ۳
پس به کویی جلوه کن، بر مستحقان، زینهاد
تا دعایی بهر حسن عالم آرایت کنند ۴
عرفی ار مانی قدم در وادی اهل وجود
صد بیابا ن خار خذلان تحفهٔ پایت کنند ۵
دامن جمعی به دست آور که شیدایت کنند ۱
ناگهان عشقت کدازند، از حجاب ناکسی
پرده بگشا تا ز نادانی تمنایت کنند ۲
باغ گل پژمرده کردی، رو ز کس در هم مکش
من هم از غیرت گذشتم، گو تماشایت کنند ۳
پس به کویی جلوه کن، بر مستحقان، زینهاد
تا دعایی بهر حسن عالم آرایت کنند ۴
عرفی ار مانی قدم در وادی اهل وجود
صد بیابا ن خار خذلان تحفهٔ پایت کنند ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۲۱ - هر زمان در فتنه خوش نامهربانی می شود
گوهر بعدی:غزل ۲۲۳ - طریق دلبری تو مگر پری داند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.