خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن بیانگر احساسات عمیق و عاشقانهای است که شاعر نسبت به معشوق خود دارد. شاعر از جدایی و دوری از معشوق رنج میبرد و احساس میکند که هیچ راه فراری از این عشق ندارد. او از نور وجود معشوق سخن میگوید و بیان میکند که بدون او حتی دیدن و زندگی کردن برایش دشوار است.
این متن حاوی مفاهیم عاطفی و احساسی عمیق است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از زبان و استعارههای پیچیده ممکن است برای گروههای سنی پایینتر دشوار باشد.
غزل ۱۶۹۸ - ای توبهام شکسته از تو کجا گریزم
ای توبهام شِکَسته از تو کجا گُریزم
ای در دِلَم نِشَسته از تو کجا گُریزم ۱
ای نورِ هر دو دیده بیتو چگونه بینم؟
وِیْ گَردنَم بِبَسته از تو کجا گُریزم ۲
ای شش جِهَت زِ نورَت چون آینهست شش رو
وِیْ رویِ تو خُجَسته از تو کجا گُریزم ۳
دل بود از تو خسته جان بود از تو رَسته
جان نیز گشت خَسته از تو کجا گُریزم ۴
گَر بَندم این بَصَر را وَرْ بِسْکُلَم نَظَر را
از دل نهیی گُسَسته از تو کجا گُریزم ۵
ای در دِلَم نِشَسته از تو کجا گُریزم ۱
ای نورِ هر دو دیده بیتو چگونه بینم؟
وِیْ گَردنَم بِبَسته از تو کجا گُریزم ۲
ای شش جِهَت زِ نورَت چون آینهست شش رو
وِیْ رویِ تو خُجَسته از تو کجا گُریزم ۳
دل بود از تو خسته جان بود از تو رَسته
جان نیز گشت خَسته از تو کجا گُریزم ۴
گَر بَندم این بَصَر را وَرْ بِسْکُلَم نَظَر را
از دل نهیی گُسَسته از تو کجا گُریزم ۵
این گوهر را بشنوید
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۶۹۷ - آری ستیزه میکن تا من همیستیزم
گوهر بعدی:غزل ۱۶۹۹ - دل را ز من بپوشی یعنی که من ندانم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.