خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این ابیات از غم هجران و دلتنگی سخن میگوید و از سایهٔ سرو بلند معشوق به عنوان پناهگاه خود یاد میکند. او از دردهای درونی و تاریکی شبهای فراق مینالد و از خورشید رخشان به عنوان نماد امید و روشنایی یاد میکند.
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای ادبی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
۸
سایهٔ سرو بلندت از سر من کم مباد
کو خلاصم از غم شبهای هجران کرده است ۱
مهر گو هرگز متاب از روزن ویرانهام
دردی میخانهام خورشید رخشان کرده است ۲
کو خلاصم از غم شبهای هجران کرده است ۱
مهر گو هرگز متاب از روزن ویرانهام
دردی میخانهام خورشید رخشان کرده است ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:۷
گوهر بعدی:۹
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.