خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن بیان میکند که پس از آرام شدن سیل خروشان، در جمع اهل حال سکوت کرده و تجربیات عرفانی خود را بیان میکند. او به شنیدن چیزهایی اشاره میکند که با چشم دیده نمیشوند و دیدن چیزهایی که با گوش شنیده نمیشوند، که نشاندهنده درک فراحسی و عرفانی است.
محتوا دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربه دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم باشد.
رباعی ۵۸ - چون سیل که آخر بنشیند ز خروش
چون سیل که آخر بنشیند ز خروش
در مجلس اهل حال گشتیم خموش ۱
گفتم بگوش آنچه نبینند به چشم
دیدیم بچشم آنچه نبینند به گوش ۲
در مجلس اهل حال گشتیم خموش ۱
گفتم بگوش آنچه نبینند به چشم
دیدیم بچشم آنچه نبینند به گوش ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:رباعی ۵۷ - فریاد که سبحه در کفم شد زنار
گوهر بعدی:رباعی ۵۹ - گشتیم همه روی زمین را بچراغ
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.