خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از سردرگمی و ناتوانی خود در حل مشکلات زندگی میگوید. او احساس میکند که ابزارهای سنتی مانند سبحه و خرقه دیگر کارایی ندارند و عقلش نیز چارهساز نبوده است. در نهایت، عشق و احساساتش او را میسوزاند و کارهایش ناتمام میماند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و احساسی است که درک آن برای سنین پایینتر دشوار است. همچنین، موضوعات سردرگمی و ناامیدی ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال نامناسب باشد.
رباعی ۲۹ - بر کف چه نهم سبحه که زنارم شد
بر کف چه نهم سبحه که زنارم شد
در بر چه کنم خرقه که سربارم شد ۱
عقلم ننمود چاره و عشق بسوخت
از پیش نرفت کاری و کارم شد ۲
در بر چه کنم خرقه که سربارم شد ۱
عقلم ننمود چاره و عشق بسوخت
از پیش نرفت کاری و کارم شد ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:رباعی ۲۸ - در باز بروی دلم از ناز نمیکرد
گوهر بعدی:رباعی ۳۰ - عاشق به گدائی نه شهی میخواهد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.