خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عرفانی و عاشقانه است که در آن شاعر به ستایش معشوق الهی یا انسانی میپردازد و از درد فراق و عشق سخن میگوید. شاعر معشوق را بالاتر از همه چیز میداند و از تمایز بین خوب و بد در نزد او سخن میگوید. همچنین، به نقد مدعیان علم و دانش پرداخته و از قدرت عشق و کرشمههای معشوق در به خون کشیدن دلها میگوید.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از عبارات مانند 'چه خونها که نریزی' ممکن است برای کودکان مناسب نباشد.
غزل ۸۴ - ای راندهٔ درگاه تو خواری و عزیزی
ای راندهٔ درگاه تو خواری و عزیزی
پیدا ز تو هر چیز ندانم تو چه چیزی ۱
ما هیچ ورای تو ندیدیم و نبینیم
ای آنکه بتحقیق، ورای همه چیزی ۲
ای آنکه تمیز بد و نیکت خفقان کرد
بدها همه نیکند، زهی اهل تمیزی ۳
شبهه جگرت خون کند ای مدعی علم
صد خرمن ازین دانش و پندار نبیزی ۴
گر اینت بود عشوه چه دلها که نسوزی
ور اینت کرشمه است چه خونها که نریزی ۵
در خلوت او دورتر از هجر رضی وصل
اینجاست که اصلاً نتوان کرد تمیزی ۶
پیدا ز تو هر چیز ندانم تو چه چیزی ۱
ما هیچ ورای تو ندیدیم و نبینیم
ای آنکه بتحقیق، ورای همه چیزی ۲
ای آنکه تمیز بد و نیکت خفقان کرد
بدها همه نیکند، زهی اهل تمیزی ۳
شبهه جگرت خون کند ای مدعی علم
صد خرمن ازین دانش و پندار نبیزی ۴
گر اینت بود عشوه چه دلها که نسوزی
ور اینت کرشمه است چه خونها که نریزی ۵
در خلوت او دورتر از هجر رضی وصل
اینجاست که اصلاً نتوان کرد تمیزی ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۸۳ - چه التفات به خار و خس چمن داری
گوهر بعدی:غزل ۸۵ - چشمم افتاد بر جمٰال کسی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.