خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که مخاطب را به بیداری، تحول و گذر از ظواهر و پندارها دعوت میکند. شاعر از مخاطب میخواهد که از خواب غفلت برخیزد، جهان را دگرگون کند، از محدودیتهای فکری دوری گزیند و به حقیقت و معنا بپردازد. همچنین، او تأکید میکند که گفتار را مختصر و مفید بیان کند و از زیادهگویی پرهیز نماید.
مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در متن، نیاز به درک و تجربهی بیشتری دارد که معمولاً در سنین نوجوانی و بزرگسالی قابل درک است. همچنین، برخی از اشارات انتزاعی و نمادین ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال نامفهوم باشد.
غزل ۷۱ - ز خواب ناز خیز و فتنه سرکن
ز خواب ناز خیز و فتنه سرکن
جهان یکبارگی زیر و زبر کن ۱
حذر از کوری خفاش طبعان
سری از منظر خورشید در کن ۲
نگویم صورتم را بخش معنی
مرا از صورت و معنی بدر کن ۳
ز پیش این پردهٔ پندار بردار
زمین و آسمان زیر و زبر کن ۴
خبر گوئی از آن عیٰار دارم
برو ای بیخبر فکر دگر کن ۵
جگر می پرور از خونابهٔ دل
غذای دل هم از خون جگر کن ۶
رضی تا چند ازین بسیار گفتن
سخن اینجا رساندی، مختصر کن ۷
جهان یکبارگی زیر و زبر کن ۱
حذر از کوری خفاش طبعان
سری از منظر خورشید در کن ۲
نگویم صورتم را بخش معنی
مرا از صورت و معنی بدر کن ۳
ز پیش این پردهٔ پندار بردار
زمین و آسمان زیر و زبر کن ۴
خبر گوئی از آن عیٰار دارم
برو ای بیخبر فکر دگر کن ۵
جگر می پرور از خونابهٔ دل
غذای دل هم از خون جگر کن ۶
رضی تا چند ازین بسیار گفتن
سخن اینجا رساندی، مختصر کن ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۷۰ - غمزه خونریز و عشوه در پی جان
گوهر بعدی:غزل ۷۲ - مه نامهربانم بیگنه دامن کشید از من
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.