خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از دردهای عشق و بیوفایی یار مینالد و رنجهای ناشی از هجران و جفای معشوق را توصیف میکند. او از وعدههای بیاساس و پیمانهای شکسته گله دارد و با وجود درد فراوان، امیدوار به درمان است.
متن حاوی مفاهیم عمیق عاطفی مانند درد هجران، بیوفایی و رنج عشق است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، این نوع اشعار اغلب نیاز به درک ادبی و عاطفی بالاتری دارند.
غزل ۶۹ - حیفم آید که گویدش کس جان
حیفم آید که گویدش کس جان
از کجا جان و از کجا جانان ۱
زیر دست جفای تو زن و مرد
پایمال غم تو پیر و جوان ۲
دست بر دل ز بیوفائی یار
داغ بر تن ز محنت هجران ۳
بیوفائی، چه میکنی وعده
سست عهدی، چه میکنی پیمان ۴
جور این درد میکشم ناچار
تا که دردم رضی کند درمان ۵
از کجا جان و از کجا جانان ۱
زیر دست جفای تو زن و مرد
پایمال غم تو پیر و جوان ۲
دست بر دل ز بیوفائی یار
داغ بر تن ز محنت هجران ۳
بیوفائی، چه میکنی وعده
سست عهدی، چه میکنی پیمان ۴
جور این درد میکشم ناچار
تا که دردم رضی کند درمان ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۶۸ - بهار حسن یا بستان عشق است
گوهر بعدی:غزل ۷۰ - غمزه خونریز و عشوه در پی جان
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.