خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر بیانگر احساسات عمیق و متناقضی مانند عشق، غم، وحدت و جدایی است. شاعر از نشستن با معشوق سخن میگوید اما این همراهی با احساساتی مانند ماتم، غرق نشدن در فتنهها، و یادآوری مدام معشوق همراه است. همچنین، اشارهای به رضایت از این همراهی و حسادت به خود دارد.
مفاهیم عمیق عرفانی و احساسات پیچیدهٔ عاشقانه در این شعر وجود دارد که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربهٔ زندگی دارد. همچنین، برخی از اشارات مانند «خون هم از رشک میخوریم» ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم یا سنگین باشد.
غزل ۶۲ - یکدم که دست داده و با هم نشستهایم
یکدم که دست داده و با هم نشستهایم
گوئی بهم بحلقهٔ ماتم نشستهایم ۱
از رستخیز فتنهٔ طوفان نه غرقهایم
ما را ببین چگونه مسلم نشستهایم ۲
هرگز نکردهایم توکل به ناخدا
کشتی بجا گذاشته بیغم نشستهایم ۳
عالم چنین فراخ چه دلتنگ ماندهایم
صحرا چنین گشاده چه در هم نشستهایم ۴
دایم بیاد روی تو چون گل شکفتهایم
پیوسته در خیال تو خرم نشستهایم ۵
برقع چه احتیاج که از حسرت جمال
بیهم نشستهایم، چو با هم نشستهایم ۶
ما و رضی که خون هم از رشک میخوریم
بیاختیار پیش تو با هم نشستهایم ۷
گوئی بهم بحلقهٔ ماتم نشستهایم ۱
از رستخیز فتنهٔ طوفان نه غرقهایم
ما را ببین چگونه مسلم نشستهایم ۲
هرگز نکردهایم توکل به ناخدا
کشتی بجا گذاشته بیغم نشستهایم ۳
عالم چنین فراخ چه دلتنگ ماندهایم
صحرا چنین گشاده چه در هم نشستهایم ۴
دایم بیاد روی تو چون گل شکفتهایم
پیوسته در خیال تو خرم نشستهایم ۵
برقع چه احتیاج که از حسرت جمال
بیهم نشستهایم، چو با هم نشستهایم ۶
ما و رضی که خون هم از رشک میخوریم
بیاختیار پیش تو با هم نشستهایم ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۶۱ - آنچه من از تو، خدا میبینم
گوهر بعدی:غزل ۶۳ - آنجا که وصف آن قد و بالا نوشتهایم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.