خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از عشق و وصال سخن میگوید و بیان میکند که دلش به سادگی به عشق جدید تمایل ندارد. او از حریفان میخواهد که راه حلی برای مشکلش بیابند و از اینکه نه آتش و نه خاک او را پذیرفتهاند، شکایت میکند. در نهایت، شاعر با افتخار از جنون خود سخن میگوید و آن را نشانهای از کمال میداند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن برای سنین پایینتر دشوار میباشد. همچنین، اشاره به مفاهیمی مانند جنون و مشکلات عاطفی ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامناسب باشد.
غزل ۵۹ - وصالش دمی گر شود حاصلم
وصالش دمی گر شود حاصلم
چو نو دولتان بر نتابد دلم ۱
که دارد حریفان نشانم دهید
طلسمی که بگشاید این مشکلم ۲
نه آتش قبولم نمود و نه خاک
چه کردند یا رب در آب و گلم ۳
رضی سان چه باک ار ندارم خرد
که من در جنون مرشد کاملم ۴
چو نو دولتان بر نتابد دلم ۱
که دارد حریفان نشانم دهید
طلسمی که بگشاید این مشکلم ۲
نه آتش قبولم نمود و نه خاک
چه کردند یا رب در آب و گلم ۳
رضی سان چه باک ار ندارم خرد
که من در جنون مرشد کاملم ۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۸ - گهی هشیار و گه مست و ملنگم
گوهر بعدی:غزل ۶۰ - چون دم از سودای جانان میزنم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.