خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن بیانگر حسرت شاعر بر هدر رفتن عمر گرانبها در بحثهای بیثمر و ندامت ناشی از آن است. همچنین، اشاره به تأثیر عشق و زیبایی بر دل و دین فرد دارد و از تغییر روزگار و تبدیل یاران به اغیار شکایت میکند. شاعر از از دست دادن دین، دل و آرامش خود مینالد و تأکید میکند که رنجهایش ناشی از خودش بوده است. در پایان، مرگ را موجب آرامش میداند.
متن دارای مضامین عمیق عرفانی و عاشقانه است و درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، برخی مفاهیم مانند ندامت، هجران و مرگ ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد.
غزل ۳۲ - حیف که اوقات ما تمام هبا شد
حیف که اوقات ما تمام هبا شد
عمر گرانمایه صرف چون و چرا شد ۱
ما حصلی خود نداشت غیر ندامت
حیف ز عمری که صرف مهر و وفا شد ۲
آنکه جمٰال تو دید بی دل و دین گشت
و آنکه وصال تو یافت بی سر و پا شد ۳
یار شد اغیار و روزگار دگر شد
روزی کافر مبٰاد آنچه به ما شد ۴
دین و دلی داشتیم و خاطر جمعی
زلف پریشان و چشم مست بلا شد ۵
غیر نکرد آنچه ما ز خویش کشیدیم
هجر نکرد آنچه روز وصل بما شد ۶
دربدر افتاد و اختیار نماندش
از درت آنکو به اختیار جدا شد ۷
مرگ رضی موجب ملال تو گردید
زنده بلا بس نبود مرده بلا شد ۸
عمر گرانمایه صرف چون و چرا شد ۱
ما حصلی خود نداشت غیر ندامت
حیف ز عمری که صرف مهر و وفا شد ۲
آنکه جمٰال تو دید بی دل و دین گشت
و آنکه وصال تو یافت بی سر و پا شد ۳
یار شد اغیار و روزگار دگر شد
روزی کافر مبٰاد آنچه به ما شد ۴
دین و دلی داشتیم و خاطر جمعی
زلف پریشان و چشم مست بلا شد ۵
غیر نکرد آنچه ما ز خویش کشیدیم
هجر نکرد آنچه روز وصل بما شد ۶
دربدر افتاد و اختیار نماندش
از درت آنکو به اختیار جدا شد ۷
مرگ رضی موجب ملال تو گردید
زنده بلا بس نبود مرده بلا شد ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۱ - سرم بالش تنم مفرش بسوزد
گوهر بعدی:غزل ۳۳ - در روی تو دل به ما نمیمٰاند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.