خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن بیانگر تجربهی عشق و عرفان است که در آن شاعر از عشق به معشوق الهی و تلاش برای رسیدن به کمال روحی سخن میگوید. او از فراق و جدایی از معشوق و تلاش برای نزدیکی به او از طریق عشق و فداکاری جان سخن میگوید. در نهایت، شاعر به روشنایی و حقیقت الهی دست مییابد و از قید طبیعت رها میشود.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عشق الهی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۱۶۷۵ - دوش عشق شمس دین میباختیم
دوشْ عشقِ شَمسِ دین میباختیم
سویِ رِفْعَتْ روح میاَفْراختیم ۱
در فِراقِ رویِ آن معشوقِ جان
ماحَضَر با عشقِ او میساختیم ۲
در نِثارِ عشقِ جانْ اَفْزایِ او
قالَب از جانْ هر زمان پَرداختیم ۳
عشقِ او صد جانِ دیگر میبِداد
ما دَرین داد و سِتَد پَرداختیم ۴
هَمچو چَنگ از حالِ خود خالی شدیم
پَردهٔ عُشّاق را بِنْواختیم ۵
اَنْدَر آن پَرده بُدِه یک پَردگی
کَزْ شُعاعَش پَردهها بِشْناختیم ۶
هر زمان خود را به سویِ پَردهیی
حیله حیله پیش تر انداختیم ۷
بُرجْ بُرج و پَرده پَرده بعد از آن
هَمچو ماهِ چارده میتاختیم ۸
رو نِمود از سویِ تبریز آفتاب
تا دل از رَختِ طَبیعت آختیم ۹
سویِ رِفْعَتْ روح میاَفْراختیم ۱
در فِراقِ رویِ آن معشوقِ جان
ماحَضَر با عشقِ او میساختیم ۲
در نِثارِ عشقِ جانْ اَفْزایِ او
قالَب از جانْ هر زمان پَرداختیم ۳
عشقِ او صد جانِ دیگر میبِداد
ما دَرین داد و سِتَد پَرداختیم ۴
هَمچو چَنگ از حالِ خود خالی شدیم
پَردهٔ عُشّاق را بِنْواختیم ۵
اَنْدَر آن پَرده بُدِه یک پَردگی
کَزْ شُعاعَش پَردهها بِشْناختیم ۶
هر زمان خود را به سویِ پَردهیی
حیله حیله پیش تر انداختیم ۷
بُرجْ بُرج و پَرده پَرده بعد از آن
هَمچو ماهِ چارده میتاختیم ۸
رو نِمود از سویِ تبریز آفتاب
تا دل از رَختِ طَبیعت آختیم ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۶۷۴ - ما ز بالاییم و بالا میرویم
گوهر بعدی:غزل ۱۶۷۶ - عاقبت ای جان فزا نشکیفتم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.