خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن بیانگر درد و رنج عاشقانه است که در آن شاعر از دل شکسته و ناامیدی خود میگوید. او از عشق بیپاسخ و رنجهای ناشی از آن سخن میگوید و امیدوار است که این رنجها کفارهای برای گناهانش باشد. با وجود تمام غمها، اشکهایش خشک نمیشود و دلش همچون سنگ سخت است. در نهایت، او سکوت میکند اما امیدوار است که پیام دلش از طریق نگاههایش منتقل شود.
متن دارای مضامین عاشقانهی عمیق و غمگین است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و مفاهیم پیچیدهی ادبی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد.
غزل ۶ - خون شد دل پاره پارهٔ ما
خون شد دل پاره پارهٔ ما
مردیم و نکرد چٰارهٔ ما ۱
دادیم به کفر زلفش ایمان
شاید که شود کفارهٔ ما ۲
بندیم ز شکوه لب و لیکن
خون میچکد از نظارهٔ ما ۳
بااینهمه غم، نمیشود آب
آه از دل سنگ خارهٔ ما ۴
بستیم رضی لب و توان یافت
پیغام دل از نظارهٔ ما ۵
مردیم و نکرد چٰارهٔ ما ۱
دادیم به کفر زلفش ایمان
شاید که شود کفارهٔ ما ۲
بندیم ز شکوه لب و لیکن
خون میچکد از نظارهٔ ما ۳
بااینهمه غم، نمیشود آب
آه از دل سنگ خارهٔ ما ۴
بستیم رضی لب و توان یافت
پیغام دل از نظارهٔ ما ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵ - چون مهر بر آی بام و ایوان را
گوهر بعدی:غزل ۷ - جاه دنیا سر بسر نوک سنان و خنجر است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.