خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از عشق و تأثیر عمیق آن بر خود سخن میگوید. او بیان میکند که عشق چنان بر او غلبه کرده که عقل و هوشش را از دست داده و در شور و هیجان عشق غرق شده است. همچنین اشاره میکند که نمیتواند سکوت کند و در نهایت، عشق او را به سمت میفروشی میکشاند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین ممکن است برخی از اصطلاحات و تشبیهات برای کودکان قابل درک نباشد.
غزل ۳ - آنچنان داده عشق جوش مرا
آنچنان داده عشق جوش مرا
که ز سر رفته عقل و هوش مرا ۱
عقل کلی شده فراموشم
بسکه مالیده عشق گوش مرا ۲
نه چنانم ز مستی دوشین
که کشیدن توان به دوش مرا ۳
در خروشم ز شور چون دریا
نتوان ساختن خموش مرا ۴
عاقبت میپرستی تو رضی
می فروشد به می فروش مرا ۵
که ز سر رفته عقل و هوش مرا ۱
عقل کلی شده فراموشم
بسکه مالیده عشق گوش مرا ۲
نه چنانم ز مستی دوشین
که کشیدن توان به دوش مرا ۳
در خروشم ز شور چون دریا
نتوان ساختن خموش مرا ۴
عاقبت میپرستی تو رضی
می فروشد به می فروش مرا ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲ - شوری نهچنان گرفت ما را
گوهر بعدی:غزل ۴ - نقابی بر افکن ز پی امتحان را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.