خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن به بیان احساسات و دغدغههای خود درباره زندگی، عشق، عدالت و ناپایداری دنیا میپردازد. او از معرکههای زندگی، دشمنیها، عدالت، عشق و انتظار سخن میگوید و به ناپایداری جهان و ریاکاری برخی افراد اشاره میکند. در نهایت، شاعر از رهایی خود از گرداب مشکلات سخن میگوید.
مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در متن برای درک و فهم نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد که معمولاً از سن 16 سالگی به بعد در افراد شکل میگیرد. همچنین، برخی از اشارات و استعارههای به کار رفته ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
غزل ۱۳۱ - مست آمدم به معرکه، آیین کار جیست
مست آمدم به معرکه، آیین کار جیست
دشمن کدام و مطلب از کار و بار چیست ۱
چون خار و گل ز شاخچه ی عدل می دهد
این عین تازه رویی و این شرمسار چیست ۲
هم زهر چشم و هم نگه از باب خوبی است
پس دم مزن که این خوش و آن ناگوار چیست ۳
غم نعمتی همی خورد، اما ز خوان عشق
ای اهل روزگار غم روز گار چیست ۴
اندیشه در حریم وصال است منتطر
معشوق چون شناخته است انتظار چیست ۵
تو راز خود نهفته بهشتی ز راز دار
امید پرده پوشی ات از راز دار چیست ۶
نظم جهان چو بوقلمون است و ریو و رنگ
پس عیب زاهدان مشعبد شعار چیست ۷
افتاد در میانه ی گرداب کشتی ام
من رسته ام بگو رغم اهل کنار چیست ۸
دشمن کدام و مطلب از کار و بار چیست ۱
چون خار و گل ز شاخچه ی عدل می دهد
این عین تازه رویی و این شرمسار چیست ۲
هم زهر چشم و هم نگه از باب خوبی است
پس دم مزن که این خوش و آن ناگوار چیست ۳
غم نعمتی همی خورد، اما ز خوان عشق
ای اهل روزگار غم روز گار چیست ۴
اندیشه در حریم وصال است منتطر
معشوق چون شناخته است انتظار چیست ۵
تو راز خود نهفته بهشتی ز راز دار
امید پرده پوشی ات از راز دار چیست ۶
نظم جهان چو بوقلمون است و ریو و رنگ
پس عیب زاهدان مشعبد شعار چیست ۷
افتاد در میانه ی گرداب کشتی ام
من رسته ام بگو رغم اهل کنار چیست ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۳۰ - خبری خواهم از آن کوی که اعزازی هست
گوهر بعدی:غزل ۱۳۲ - ای دل حدیث صبر شنیدن ز بهر چیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.