خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که از درد عشق، رنجهای دل و تجربههای روحانی سخن میگوید. شاعر از عشق و معشوق، مرگ، فتنهها و مستی معنوی صحبت میکند و با تصاویر شاعرانه، احساسات خود را بیان مینماید.
محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین برخی از اشارات مانند مستی و مرگ نیاز به بلوغ فکری دارد.
غزل ۹۸ - خوش می تپم به خون دل و به تیرم چنین زده است
خوش می تپم به خون دل و به تیرم چنین زده است
باز این چه ناوک است که از عشق، از کمین زده است ۱
مشکل که مرگ روی به میدان ما نهد
از بس که فتنه به یسار و یمین زده است ۲
نیشی است زهر داده ی معشوق کاوکاو
مهری که عشق بر لب جان حزین زده است ۳
ناقوس عشق می زنم و رقص می کنم
بوی کدام مغبچه بر مغز دین زده است ۴
عرفی نماند هیچ به درویشی اش سری
از بس که باده با من خلوت نشین زده است ۵
باز این چه ناوک است که از عشق، از کمین زده است ۱
مشکل که مرگ روی به میدان ما نهد
از بس که فتنه به یسار و یمین زده است ۲
نیشی است زهر داده ی معشوق کاوکاو
مهری که عشق بر لب جان حزین زده است ۳
ناقوس عشق می زنم و رقص می کنم
بوی کدام مغبچه بر مغز دین زده است ۴
عرفی نماند هیچ به درویشی اش سری
از بس که باده با من خلوت نشین زده است ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۹۷ - کسی که دیده به حسن تو آشنا کرده است
گوهر بعدی:غزل ۹۹ - هم صومعه را فیض به دستور نمانده است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.