خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از دردها و ناکامیهای خود میگوید و بیان میکند که مشکلاتش ناشی از اهمال و بیتوجهی خودش است. او از قضا و قدر و اتفاقات ناگوار زندگی شکایت دارد و احساس میکند که هرگز از رنجهای روزگار رهایی نخواهد یافت. همچنین، او به اعمال خود اشاره میکند و میگوید که همهچیز در زندگیاش نتیجهی رفتار خود اوست.
مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، لحن غمگین و ناامیدانهی شعر نیاز به بلوغ فکری و تجربهی کافی برای درک صحیح دارد.
غزل ۸۸ - درد نایافت ز بی دردی اقبال من است
درد نایافت ز بی دردی اقبال من است
ور نه مقصود من افتاده به دنبال من است ۱
با قضا سینه ی من صاف نگردد هرگز
شکوه ی من همه از جانب اهمال من است ۲
هرگز از محنت ایام نبودم آزاد
فتنه همزاد من و حادثه هم سال من است ۳
آستینی که دو عالم بت و زنار در اوست
گر به معنی نگری نامه ی اعمال من است ۴
عرفی اصلاح پریشانی ام از یاد ببر
کانچه ادبار بود پیش من، اقبال من است ۵
ور نه مقصود من افتاده به دنبال من است ۱
با قضا سینه ی من صاف نگردد هرگز
شکوه ی من همه از جانب اهمال من است ۲
هرگز از محنت ایام نبودم آزاد
فتنه همزاد من و حادثه هم سال من است ۳
آستینی که دو عالم بت و زنار در اوست
گر به معنی نگری نامه ی اعمال من است ۴
عرفی اصلاح پریشانی ام از یاد ببر
کانچه ادبار بود پیش من، اقبال من است ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۸۷ - گو ز من دل جمع دار آن کس که با من دشمن است
گوهر بعدی:غزل ۸۹ - ممنون ترکتازی گردون دل من است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.