خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عرفانی است که به موضوعاتی مانند عشق، رنج، امید، و تنهایی میپردازد. شاعر از تشنگی روح و جستجوی معنا سخن میگوید و خود را درویشی در جهان توصیف میکند که در قفس نفس اسیر است. همچنین، به مفاهیمی مانند کعبهٔ روان، خاموشی، و امید به دیدار معشوق اشاره میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از اشارات و استعارههای بهکاررفته نیاز به دانش ادبی و تجربهٔ زندگی بیشتری دارد.
غزل ۷۵ - ما تشنه لب و چشمه ی حیوان نفس ماست
ما تشنه لب و چشمه ی حیوان نفس ماست
درویش جهانیم و هما در قفس ماست ۱
آن زهر پرستی که بود در شکرستان
بیگانه ز خاییدن شکر مگس ماست ۲
آن کعبه روانیم که در بادیه ی راز
خاموشی جاوید فغان جرس ماست ۳
از لذت امید تماشای تو مردن
در باغ تمنا ثمر پیش رس ماست ۴
مرغان اجابت همه بریان و کبابند
در باغ دعایی که نسیمش نفس ماست ۵
عرفی کس ما هر که بود حیله فروش است
در بی کسی آویز که بی گفت کس ماست ۶
درویش جهانیم و هما در قفس ماست ۱
آن زهر پرستی که بود در شکرستان
بیگانه ز خاییدن شکر مگس ماست ۲
آن کعبه روانیم که در بادیه ی راز
خاموشی جاوید فغان جرس ماست ۳
از لذت امید تماشای تو مردن
در باغ تمنا ثمر پیش رس ماست ۴
مرغان اجابت همه بریان و کبابند
در باغ دعایی که نسیمش نفس ماست ۵
عرفی کس ما هر که بود حیله فروش است
در بی کسی آویز که بی گفت کس ماست ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۷۴ - ما را به طرب موعظت و پند حرام است
گوهر بعدی:غزل ۷۶ - باز آتش غم دست در آغوش رخس ماست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.