خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن به بیان احساسات عمیق و غمانگیز میپردازد و از خنده به عنوان دریچهای برای گشودن غم و از گریه به عنوان نمادی از رنج و درد یاد میکند. شاعر از مفاهیمی مانند مرگ، زندگی، امید و ناامیدی سخن میگوید و به خواننده هشدار میدهد که از فرصتهای زندگی غافل نشود.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند مرگ و غم ممکن است برای کودکان و نوجوانان سنگین باشد.
غزل ۷۱ - هر خنده دریچه ی گشاینده ی غم است
هر خنده دریچه ی گشاینده ی غم است
هر انتعاش نایره ی قفل ماتم است ۱
دل زنده ساز قدر مسیح و مرا مسنج
غافل مباش آن نفسی بود و این دم است ۲
حیف است حیف، بس مکن ای کاوش دلم
هر ناله را خراشی و هر گریه را نم است ۳
باغی است گریه در جگر تشنه ام کزان
صد لاله زار سوخته در زیر یک شبنم است ۴
هر کس که دید عرفی و این شور و های و هوی
غافل ز زیر پرده نمایش ، که یک کم است ۵
هر انتعاش نایره ی قفل ماتم است ۱
دل زنده ساز قدر مسیح و مرا مسنج
غافل مباش آن نفسی بود و این دم است ۲
حیف است حیف، بس مکن ای کاوش دلم
هر ناله را خراشی و هر گریه را نم است ۳
باغی است گریه در جگر تشنه ام کزان
صد لاله زار سوخته در زیر یک شبنم است ۴
هر کس که دید عرفی و این شور و های و هوی
غافل ز زیر پرده نمایش ، که یک کم است ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۷۰ - دریا فراخ و کشتی ما بی معلم است
گوهر بعدی:غزل ۷۲ - گر تکیه گاه گلخن و گر مسند جم است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.