خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از عشق و کفر عشق سخن میگوید. او از لب شیرین معشوق و تأثیرات عشق بر خود میگوید و اشاره میکند که در ملک عشق، غم معاش وجود ندارد. همچنین، شاعر به مفاهیمی مانند کعبه، کفر، و عرفان نیز اشاره کرده است.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به مفاهیمی مانند کفر و عرفان نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
غزل ۶۹ - تا خط به گرد آن لب شیرین شمایل است
تا خط به گرد آن لب شیرین شمایل است
ابر میان عیسی و خورشید حایل است ۱
از گل چه گونه پای به اندیشه بر کشم
کاندیشه این چه در ره او، پای در گل است ۲
از کفر عشق باز ندارم که روز حشر
آموزگار کفر من است آن که سائل است ۳
در ملک عشق کس نشناسد غم معاش
سنگ و سفال کوجه ی ما پاره ی دل است ۴
آن کو به راه کفر چو عرفی شتاب کرد
فرسنگ های کعبه به دنبال محمل است ۵
ابر میان عیسی و خورشید حایل است ۱
از گل چه گونه پای به اندیشه بر کشم
کاندیشه این چه در ره او، پای در گل است ۲
از کفر عشق باز ندارم که روز حشر
آموزگار کفر من است آن که سائل است ۳
در ملک عشق کس نشناسد غم معاش
سنگ و سفال کوجه ی ما پاره ی دل است ۴
آن کو به راه کفر چو عرفی شتاب کرد
فرسنگ های کعبه به دنبال محمل است ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۶۸ - هزار حسن عبادت نه زشتی عمل است
گوهر بعدی:غزل ۷۰ - دریا فراخ و کشتی ما بی معلم است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.