خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از عشق و زیبایی معشوق سخن میگوید و بیان میکند که با وجود سختیها و ملامتهای دیگران، در مملکت عشق به خلافت رسیده است. او بر اهمیت شوق و عشق در طی مسیر زندگی تأکید دارد و زیبایی معشوق را آنقدر زیاد میداند که پنهان ماندن آن را حیف میشمرد.
متن دارای مفاهیم عرفانی و عاشقانه است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی بیشتری دارد. همچنین، برخی از اصطلاحات و مفاهیم به کار رفته ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
غزل ۳۵ - صد شکر کز اقبال غم و لشکر آفت
صد شکر کز اقبال غم و لشکر آفت
در مملکت عشق نشینم به خلافت ۱
هر چند که در خورد جمالت نظری نیست
حیف است که پنهان بود آن حسن لطافت ۲
تا دختر رز دست در آغوش برقصید
گو محتسب شهر مکن ترک ملامت ۳
هر چند که شمشیر به بیگانه نراند
بر حوصله ی عشق بکش تیغ ظرافت ۴
آلودگی از دهنم دور نگردد
گر چشمه ی کوثر کنمش صرف نظافت ۵
در عشق چه یک گام و چه صد مرحله، عرفی
تا شوق نباشد نشود طی مسافت ۶
در مملکت عشق نشینم به خلافت ۱
هر چند که در خورد جمالت نظری نیست
حیف است که پنهان بود آن حسن لطافت ۲
تا دختر رز دست در آغوش برقصید
گو محتسب شهر مکن ترک ملامت ۳
هر چند که شمشیر به بیگانه نراند
بر حوصله ی عشق بکش تیغ ظرافت ۴
آلودگی از دهنم دور نگردد
گر چشمه ی کوثر کنمش صرف نظافت ۵
در عشق چه یک گام و چه صد مرحله، عرفی
تا شوق نباشد نشود طی مسافت ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۴ - دل چو به غم شاد زیست، مهر و وفا از او طلب
گوهر بعدی:غزل ۳۶ - گشود برقع و توفان حسن عالم سوخت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.