خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که از عشق نافرجام و دردهای آن سخن میگوید. شاعر از دلسپردن به کسی که نهایتاً باعث رنجش میشود، گلایه میکند و به مفاهیمی مانند عشق پایدار، زیبایی، و فریبخوردگی اشاره دارد. همچنین، با اشاره به داستان فرهاد و شیرین، عمق رنج عاشق را به تصویر میکشد.
متن دارای مضامین عاشقانه پیچیده و غمگین است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم یا سنگین باشد. همچنین، برخی اشارات تاریخی و ادبی نیازمند درک نسبتاً بالایی از ادبیات فارسی دارند.
غزل ۲۳ - دادم به چشم او دل اندوه پیشه را
دادم به چشم او دل اندوه پیشه را
غافل که مست می شکند زود شیشه را ۱
ای مدعی بکوش که محکم گرفته است
عشق همیشه، دامن حسن همیشه را ۲
در بیستون به صورت شیرین نگاه کن
تا حسن چون به سنگ فرو برد ریشه را ۳
فرهاد را چه ذوق که او با وجود دل
در کار زخم سنگ کند زخم تیشه را ۴
عرفی ببین فسردگی کشت ماهتاب
امشب که در بغل ننهادیم شیشه را ۵
غافل که مست می شکند زود شیشه را ۱
ای مدعی بکوش که محکم گرفته است
عشق همیشه، دامن حسن همیشه را ۲
در بیستون به صورت شیرین نگاه کن
تا حسن چون به سنگ فرو برد ریشه را ۳
فرهاد را چه ذوق که او با وجود دل
در کار زخم سنگ کند زخم تیشه را ۴
عرفی ببین فسردگی کشت ماهتاب
امشب که در بغل ننهادیم شیشه را ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۲ - از تو نوشت و داد دل آرمیده را
گوهر بعدی:غزل ۲۴ - تحفه ی مرهم نگیرد سینه ی افکار ما
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.