خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن بیانگر عشق و دوستی بیقید و شرط است، همراه با پذیرش رنجها و سختیهای راه عشق. شاعر از شوق و مستی عشق میگوید و از دشمنان و بیمهران نیز عبور میکند. در ادامه، اشارهای به فراق و آوارگی در راه محبت دارد و اینکه عشق گاهی مانند توفان یا دریای بیکران است. در پایان، از غفلت و بازگشت ناگهانی از بهشت عشق سخن میگوید.
متن دارای مفاهیم عرفانی و عمیق است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، برخی از استعارهها و مفاهیم مانند 'آوارگی در محبت' یا 'توفان و دریای بیکران' نیاز به درک بالاتری از زندگی و تجربیات عاطفی دارد.
غزل ۱۸ - نی مهر دوست دارم ، نی کین دشمنان را
نی مهر دوست دارم ، نی کین دشمنان را
یک طور دوست دارم بی مهر و مهربان را ۱
غم می کشد عنانم من هم شتاب دارم
از هم دعا بگویند یاران شادمان را ۲
مستانه گر بتازم، عیبم مکن که شوقش
گرمی دهد به مرکب، نرمی دهد عنان را ۳
گفتم به گوش توفیق، ای دشمن مروت
تا کی فراق خرمن این مور ناتوان را ۴
گفتا مروت این است، کز پا در افکنیمش
تا آن که جوید از غیر، وز خود نیابد آن را ۵
آوارگیست رهبر در وادی محبت
توفان بود معلم دریای بی کران را ۶
عرفی به گیتی از خلد آمد که باز گردد
غافل که تازه پرواز گم سازد آشیان را ۷
یک طور دوست دارم بی مهر و مهربان را ۱
غم می کشد عنانم من هم شتاب دارم
از هم دعا بگویند یاران شادمان را ۲
مستانه گر بتازم، عیبم مکن که شوقش
گرمی دهد به مرکب، نرمی دهد عنان را ۳
گفتم به گوش توفیق، ای دشمن مروت
تا کی فراق خرمن این مور ناتوان را ۴
گفتا مروت این است، کز پا در افکنیمش
تا آن که جوید از غیر، وز خود نیابد آن را ۵
آوارگیست رهبر در وادی محبت
توفان بود معلم دریای بی کران را ۶
عرفی به گیتی از خلد آمد که باز گردد
غافل که تازه پرواز گم سازد آشیان را ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۷ - شب تا سحر کنم عجز، تا بوسم آستان را
گوهر بعدی:غزل ۱۹ - تا به کی معبچه ی می نوش و بیارا ایمان را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.