خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از احساسات عمیق خود مانند اندوه، عشق و ناامیدی سخن میگوید. او از ناتوانی در رسیدن به آرزوهایش و احساس تنهایی و بیپناهی مینالد. همچنین، از بیتوجهی دیگران به حالش شکایت دارد و غم را تنها همراه خود میداند.
محتوا شامل احساسات عمیق و پیچیده مانند عشق، اندوه و ناامیدی است که درک آنها برای سنین پایینتر دشوار است. همچنین، ممکن است برخی مفاهیم برای نوجوانان جوان سنگین یا نامفهوم باشد.
غزل ۱۳ - چرا خجل نکند چشم اشکبار مرا
چرا خجل نکند چشم اشکبار مرا
که آرزوی دل آورد در کنار مرا ۱
به راه غشق نگیرم زشوق بال و پری
که نی پیاده شمارند نی سوار مرا ۲
فغان ز نشأ ی دون همتی، کزین شادم
که هیچ کام نیارد به انتظار مرا ۳
نه رام مردم اهلم نه صید مرشد شهر
نشسته ام که نسیمی کند شکار مرا ۴
ز بیم فتنه ی شادی چو کودکان همه عمر
غمت گرفته در آغوش و در کنار مرا ۵
میا به ملک عدم، آن چنان مکن عرفی
که بی غمی نشناسد در این دیار مرا ۶
که آرزوی دل آورد در کنار مرا ۱
به راه غشق نگیرم زشوق بال و پری
که نی پیاده شمارند نی سوار مرا ۲
فغان ز نشأ ی دون همتی، کزین شادم
که هیچ کام نیارد به انتظار مرا ۳
نه رام مردم اهلم نه صید مرشد شهر
نشسته ام که نسیمی کند شکار مرا ۴
ز بیم فتنه ی شادی چو کودکان همه عمر
غمت گرفته در آغوش و در کنار مرا ۵
میا به ملک عدم، آن چنان مکن عرفی
که بی غمی نشناسد در این دیار مرا ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۲ - عشق کو تا در بیابان جنون آرد مرا
گوهر بعدی:غزل ۱۴ - به زهر تشنه لبم با شکر چه کار مرا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.