خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر عاشقانه، عشق و وابستگی خود به معشوق را بیان میکند. او معشوق را تنها یار و آرامشبخش خود میداند و تأکید میکند که جز عشق او چیزی نمیخواهد. شاعر زیبایی و لطافت معشوق را ستایش کرده و خود را کاملاً به او وابسته میداند.
این شعر حاوی مفاهیم عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و تشبیهات ادبی ممکن است برای سنین پایینتر پیچیده به نظر برسد.
غزل ۱۶۱۷ - بت بینقش و نگارم جزتو یار ندارم
بُتِ بینَقْش و نِگارم جُزِتو یار ندارم
تویی آرامِ دلِ من مَبَر ای دوست قَرارم ۱
زِجَفایِ تو حَزینم جُزِعشقت نَگُزینم
هَوَسی نیست جُز اینم جُز ازین کار ندارم ۲
تو به رُخسارْ چو ماهی چه لَطیفیّ و چه شاهی
تو مرا پُشت و پناهی زِتو آراسته کارم ۳
جُزِعشقَت نَپَذیرم جُزِزُلفِ تو نگیرم
که دَرین عَهد چو تیرم که برین چَنگْ چو تارم ۴
تَنِ ما را همه جان کُن همه را گوهرِ کان کُن
زِ طَرَب چَشمه رَوان کُن به سویِ باغ و بهارم ۵
تویی آرامِ دلِ من مَبَر ای دوست قَرارم ۱
زِجَفایِ تو حَزینم جُزِعشقت نَگُزینم
هَوَسی نیست جُز اینم جُز ازین کار ندارم ۲
تو به رُخسارْ چو ماهی چه لَطیفیّ و چه شاهی
تو مرا پُشت و پناهی زِتو آراسته کارم ۳
جُزِعشقَت نَپَذیرم جُزِزُلفِ تو نگیرم
که دَرین عَهد چو تیرم که برین چَنگْ چو تارم ۴
تَنِ ما را همه جان کُن همه را گوهرِ کان کُن
زِ طَرَب چَشمه رَوان کُن به سویِ باغ و بهارم ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۶۱۶ - زیکی پستهدهانی صنمی بستهدهانم
گوهر بعدی:غزل ۱۶۱۸ - علم عشق برآمد برهاند ز زحیرم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.