خلاصه و رده‌بندی سنی 18+

این شعر عرفانی از بیدل دهلوی، با استفاده از تصاویر پیچیده و استعاره‌های عمیق، به مفاهیمی مانند ناپایداری دنیا، بی‌خبری انسان از حقایق وجودی، و محدودیت‌های عقل در درک معانی بلند می‌پردازد. شاعر با اشاره به مفاهیمی مانند میکده، باده، و خرابات، جهان را به مکانی بی‌ثبات و مستانه تشبیه می‌کند که انسان در آن اسیر اوهام و نادانی است. در نهایت، شعر بر ناتوانی انسان در برابر تقدیر و فرمان ازل تأکید دارد.

مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی موجود در این شعر نیاز به درک و تجربه‌ی بالایی از زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌های پیچیده و زبان نمادین ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر نامفهوم یا سنگین باشد.

مشاهده کامل

غزل ۱۲۸۰ - عالم همه زین میکده بیهوش برآمد

عالم همه زین میکده بیهوش برآمد
چون باده ز خم بیخبر از جوش برآمد ۱

چندانکه گشودیم سر دیگ تسلی
سرپوش دگر از ته سرپوش برآمد ۲

حرفی به زبان آمده صد جلدکتاب‌ست
عنقا به خیال که فراموش برآمد ۳

ای بیخبران چارهٔ فرمان ازل نیست
آهی‌که دل امروز کشد دوش برآمد ۴

بی‌مطلبی آینه‌، جمعیت دلهاست
موج‌گهر از عالم آغوش برآمد ۵

کیفیت مو داشت‌ گل شیب و شبابت
پیش ازکفن این جلوه سیه‌پوش برآمد ۶

این دیر خرابات خیالی‌ست که اینجا
تا شعلهٔ جواله قدح‌نوش برآمد ۷

دون‌طبع همان منفعل عرض بزرگی‌ست
دستار نمود آبله پاپوش برآمد ۸

بر منظر معنی‌که ز اوهام بلندست
نتوان به خیالات هوس ‌گوش برآمد ۹

صد مرحله طی‌کرد خرد در طلب اما
آخرپی ما آن طرف هوش برآمد ۱۰

از نغمهٔ تحقیق صدایی نشنیدیم
فریاد که ساز همه خاموش برآمد ۱۱

دیدیم همین هستی ما زحمت ما بود
سر آخر کار آبلهٔ دوش برآمد ۱۲

بیدل مثل کهنهٔ افسانهٔ هستی
زین گوش درون رفت و از آن گوش برآمد ۱۳
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۲۷۹ - نتوان به تلاش از غم اسباب برآمد
گوهر بعدی:غزل ۱۲۸۱ - تمام شوقیم لیک غافل‌که دل به راه‌که می‌خرامد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.