خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر به بیان احساسات عمیق و دردهای روحی شاعر میپردازد. او از ناکامیها، بیتوجهی دیگران، و تلاش بیثمر خود سخن میگوید. مفاهیمی مانند رنج، عشق نافرجام، ناامیدی، و جستجوی معنا در زندگی در این شعر مشهود است. شاعر با استفاده از استعارههای پیچیده و تصاویر غنی، حالات درونی خود را به تصویر میکشد.
مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی، استفاده از استعارههای پیچیده، و بیان دردهای روحی ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند ناامیدی و رنج نیاز به بلوغ فکری برای درک مناسب دارند.
غزل ۱۲۶۰ - چون شفق از رنگ خونم هیچکسگلچین نشد
چون شفق از رنگ خونم هیچکسگلچین نشد
ناخنی هم زین حنای بینمک رنگین نشد ۱
از ازل مغز سر من پنبهٔگوش من است
بهر خواب غفلتم دردسر بالین نشد ۲
در محیطیکاستقامت صید دام موج بود
گوهر بیطاقت ما محرم تمکین نشد ۳
بیلبت از آب حیوان خضر خونها میخورد
تا چرا از خاکساران خط مشکین نشد ۴
ناز هستی در تماشاخانهٔ دل عیب نیست
کیست در سیر بهار آیینهٔ خودبین نشد ۵
بیجگر خوردن، بهار طرز نتوان تازهکرد
غوطه تا در خون نزد فطرت، سخن رنگین نشد ۶
چشم زخمم تا به روی تیغ او واکردهاند
از روانی موج خون را چون نگه تسکین نشد ۷
بسکه ما را عافیت آیینهدار آفت است
آشیان هم جز فشار پنجهٔ شاهین نشد ۸
داغم از وارستگیهای دعای بیاثر
کز فسون مدعا زحمتکش آمین نشد ۹
عاقل از وضع ضلالت آگهی ازکف نداد
بیخبر ازکفر هم بگذشت و اهل دین نشد ۱۰
همت وارستگان وامانده اسباب نیست
ز اختلاط سنگ، پرواز شرر سنگین نشد ۱۱
هرقدر بیدل دماغ سعی راحت سوختیم
همچو آتش جز همان خاکسترم بالین نشد ۱۲
ناخنی هم زین حنای بینمک رنگین نشد ۱
از ازل مغز سر من پنبهٔگوش من است
بهر خواب غفلتم دردسر بالین نشد ۲
در محیطیکاستقامت صید دام موج بود
گوهر بیطاقت ما محرم تمکین نشد ۳
بیلبت از آب حیوان خضر خونها میخورد
تا چرا از خاکساران خط مشکین نشد ۴
ناز هستی در تماشاخانهٔ دل عیب نیست
کیست در سیر بهار آیینهٔ خودبین نشد ۵
بیجگر خوردن، بهار طرز نتوان تازهکرد
غوطه تا در خون نزد فطرت، سخن رنگین نشد ۶
چشم زخمم تا به روی تیغ او واکردهاند
از روانی موج خون را چون نگه تسکین نشد ۷
بسکه ما را عافیت آیینهدار آفت است
آشیان هم جز فشار پنجهٔ شاهین نشد ۸
داغم از وارستگیهای دعای بیاثر
کز فسون مدعا زحمتکش آمین نشد ۹
عاقل از وضع ضلالت آگهی ازکف نداد
بیخبر ازکفر هم بگذشت و اهل دین نشد ۱۰
همت وارستگان وامانده اسباب نیست
ز اختلاط سنگ، پرواز شرر سنگین نشد ۱۱
هرقدر بیدل دماغ سعی راحت سوختیم
همچو آتش جز همان خاکسترم بالین نشد ۱۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۲۵۹ - از حوادث خاطر آزاد ما غمگین نشد
گوهر بعدی:غزل ۱۲۶۱ - پر هما چه کند بخت اگر دگرگون شد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.