خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عرفانی و فلسفی است که به موضوعاتی مانند خودشناسی، حقیقت درون، رهایی از تعلقات دنیوی، و تأمل در زندگی میپردازد. شاعر از استعارههایی مانند آیینه، گلستان، و موج سراب استفاده کرده تا مفاهیم عمیق عرفانی و انسانی را بیان کند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۱۱۷۸ - تا در آیینهٔ دل راه نفس واباشد
تا در آیینهٔ دل راه نفس واباشد
کلفت هر دو جهان در گره ما باشد ۱
صبح شبنم ثمر باغچهٔ نیرنگیم
خنده وگریهٔ ما از همه اعضا باشد ۲
گامها بسکه تر از موج سراب است اینجا
نیست بیخشکی لب گر همه دریا باشد ۳
جلوه مفت است تودرحق نگه ظلم مکن
وهم گو در غم اندیشهٔ فردا باشد ۴
زین گلستان مگذر بیخبر از کاوش رنگ
شاید این پرده نقاب چمنآرا باشد ۵
پشت و رویی نتوان بست بر آیینهٔ دل
گل این باغ محال است که رعنا باشد ۶
مژهای گرم توان کرد در این عبرتگاه
بالش خواب کسیگر پر عنقا باشد ۷
سعی واماندگیام کرد به منزل همدوش
گره رشته ره آبلهٔ پا باشد ۸
به گشاد مژه آغوش یقین انشا کن
جلوه تا چند به چشمتومعما باشد ۹
عشرتی از دل افسرده ما رنگ نبست
خون این شیشه مگر در رگ خارا باشد ۱۰
بی زبانیست ندامتکش آهنگ ستم
کف افسوس خموشی لب گویا باشد ۱۱
دل نداریم و همان بارکش صد المیم
زنگ سهل است اگر آینه از ما باشد ۱۲
بیدل آیینه ی مشرب نکشد کلفت زنگ
سینه صافیست در آن بزم که مینا باشد ۱۳
کلفت هر دو جهان در گره ما باشد ۱
صبح شبنم ثمر باغچهٔ نیرنگیم
خنده وگریهٔ ما از همه اعضا باشد ۲
گامها بسکه تر از موج سراب است اینجا
نیست بیخشکی لب گر همه دریا باشد ۳
جلوه مفت است تودرحق نگه ظلم مکن
وهم گو در غم اندیشهٔ فردا باشد ۴
زین گلستان مگذر بیخبر از کاوش رنگ
شاید این پرده نقاب چمنآرا باشد ۵
پشت و رویی نتوان بست بر آیینهٔ دل
گل این باغ محال است که رعنا باشد ۶
مژهای گرم توان کرد در این عبرتگاه
بالش خواب کسیگر پر عنقا باشد ۷
سعی واماندگیام کرد به منزل همدوش
گره رشته ره آبلهٔ پا باشد ۸
به گشاد مژه آغوش یقین انشا کن
جلوه تا چند به چشمتومعما باشد ۹
عشرتی از دل افسرده ما رنگ نبست
خون این شیشه مگر در رگ خارا باشد ۱۰
بی زبانیست ندامتکش آهنگ ستم
کف افسوس خموشی لب گویا باشد ۱۱
دل نداریم و همان بارکش صد المیم
زنگ سهل است اگر آینه از ما باشد ۱۲
بیدل آیینه ی مشرب نکشد کلفت زنگ
سینه صافیست در آن بزم که مینا باشد ۱۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۱۷۷ - به که چندی دل ما خامشی انشا باشد
گوهر بعدی:غزل ۱۱۷۹ - چراکس منکر بیطاقتیهای درا باشد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.