خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر به مفاهیمی مانند گذر زمان، بی‌ثباتی عمر، عشق، رنج و شرم، و زیبایی‌های طبیعت می‌پردازد. شاعر با تصاویر شاعرانه و استعاری، احساسات عمیق انسانی و فلسفی را بیان می‌کند.

محتوا شامل مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از تصاویر شاعرانه نیاز به تجربه و درک بیشتری از زندگی دارند.

مشاهده کامل

غزل ۱۱۴۸ - به هرکجا مژه‌ام رنگ خواب می‌ریزد

به هرکجا مژه‌ام رنگ خواب می‌ریزد
گداز شرم به رویم گلاب می‌ریزد ۱

مباش بیخبر از درس بی‌ثباتی عمر
که هر نفس ورقی زین‌ کتاب می‌ریزد ۲

صفای دل کلف‌اندود گفتگو مپسند
نفس برآتش آیینه‌، آب می‌ریزد ۳

ز تنگنای جسد عمرهاست تاخته‌ایم
هنوز قامت پیری رکاب می‌ریزد ۴

گلی که رنگ دو عالم غبار شوخی اوست
چو غنچه خون مرا در نقاب می‌ریزد ۵

خوشم به یاد خیالی‌که‌گلبن چمنش
گل نظاره در آغوش خواب می ریزد ۶

گداز دل به نم اشک عرض نتوان داد
محیط‌، آب رخی از سحاب می‌ریزد ۷

ز خویش رفتن عاشق بهار جلوهٔ اوست
شکست رنگ سحر، آفتاب می‌ریزد ۸

مخور ز شیشهٔ گردون فریب ساغر امن
که سنگ رفته به جای شراب می‌ریزد ۹

ز بیقراری خود سیل هستی خویشم
چو اشک رنگ بنای من آب می‌ریزد ۱۰

به حرف لب مگشا تا توانی ای بیدل
که آبروی نفس چون حباب می‌ریزد ۱۱
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۱۴۷ - به ‌گرمی نگه از شعله تاب می‌ریزد
گوهر بعدی:غزل ۱۱۴۹ - خطی‌ که بر گل روی تو آب می‌ریزد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.