خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این متن شعری عرفانی و فلسفی است که بر مفاهیمی مانند رضایت به قضا و قدر، تسلیم در برابر عشق الهی، پرهیز از تعلقات دنیوی و تأمل در هستی تأکید دارد. شاعر با استفاده از استعاره‌های زیبا مانند "قدح"، "آینه" و "ماهی بحر گمان"، مخاطب را به تفکر در مورد ناپایداری دنیا و اهمیت صفای باطن دعوت می‌کند.

متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن‌ها نیاز به بلوغ فکری و آشنایی مقدماتی با ادبیات عرفانی دارد. همچنین، برخی از استعاره‌ها و اشارات ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده باشد.

مشاهده کامل

غزل ۱۱۱۶ - به محفلی‌که فضولی قدح به دست نگیرد

به محفلی‌که فضولی قدح به دست نگیرد
خمار اگر عسس آید برون ‌که مست نگیرد ۱

بساز با دل خرسندی از جهان تعین
که چون‌ کلاهش اگر بشکنی شکست نگیرد ۲

به رنگی آینه پردازده‌ که تا به قیامت
جریده‌ات چو عدم نقش هرچه هست نگیرد ۳

گشاد دست‌و دل است انجمن‌طرازی مشرب
کس این قدح به‌کف آستین‌پرست نگیرد ۴

دگر امید چه دارد به صیدگاه تخیل
کسی‌ که ماهی بحر گمان به شست نگیرد ۵

کجاست جز سر تسلیم ما به راه محبت
فتاده‌ای که کسش جز غبار دست نگیرد ۶

به صیدگاه طلب مگسل از رسایی همت
که غیر عقدهٔ دل رشته چو‌ن ‌گسست نگیرد ۷

ندید قطره ز قعر محیط غیر فسردن
چه ممکن است‌که دل در جهان پست نگیرد ۸

سیه مکن ورق امتحان آینه بیدل
که مشق خامهٔ سعی نفس نشست نگیرد ۹
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۱۱۵ - گر شوق پی مطلب نایاب نگیرد
گوهر بعدی:غزل ۱۱۱۷ - من آن غبارم که حکم نقشم به هیچ آیینه درنگیرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.