خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر عاشقانه و عرفانی، با استفاده از تصاویر شاعرانه مانند اشک، گل، آینه و شمع، به بیان احساسات عمیق و حالات روحی شاعر می‌پردازد. شاعر از عشق، رنج، حیرت و فنا سخن می‌گوید و از طبیعت به عنوان نمادی برای بیان این مفاهیم استفاده می‌کند.

مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه در این شعر ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از تصاویر و استعاره‌ها نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه برای درک کامل دارند.

مشاهده کامل

غزل ۱۰۹۵ - اینقدر اشک به دیدارکه حیران گل کرد

اینقدر اشک به دیدارکه حیران گل کرد
که هزار آینه‌ام بر سر مژگان ‌گل کرد ۱

عالمی را ز دل خسته به شور آوردم
ناله‌ای داشتم آخر به نیستان گل کرد ۲

نیست جز برگ ‌گل آیینهٔ‌ کیفیت رنگ
خون من خواهد از آن‌گوشهٔ دامان‌گل کرد ۳

گر چنین می‌کندم طرز نگاه تو هلاک
سبزه خواهد ز مزارم همه مژگان‌گل‌کرد ۴

ریشهٔ باغ حیا غنچه بهار است امروز
زان تبسم‌که لبت‌کاشت نمکدان‌گل‌کرد ۵

نتون داغ تو پوشید به خاکستر ما
کچهٔ فاخته خواهد ز گریبان گل کرد ۶

پرتوشمع فراهم نشود جزبه فنا
رنگ جمعیت‌ ما سخت پریشان‌ گل ‌کرد ۷

حیرتم‌گشث‌که دیروز به صحرای عدم
خاک بودم نفس از من به چه عنوان ‌گل‌ کرد ۸

سعی اشکیم‌، دویدن چه خیال است اینجا
لغزشی بود ز ما آبله پایان ‌گل کرد ۹

غیر وحشت‌گلی از وضع سحر نتوان چید
هر که بویی ز نفس یافت پرافشان ‌گل کرد ۱۰

اول و آخر هر جلوه تماشا دارد
نقش پا گل‌ کن اگر آینه نتوان گل کرد ۱۱

بیدل از منت دامان کشی تر نشدیم
شمع ما را نفس سوخته آسان‌ گل‌ کرد ۱۲
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۰۹۴ - روزی‌که نقش‌گردش چشمت خیال‌کرد
گوهر بعدی:غزل ۱۰۹۶ - شب‌ که دل از یأس مطلب باده‌ای در جام‌ کرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.