خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از بیدل دهلوی، بیانگر حالات روحی شاعر در مواجهه با جهان پر از ابهام و جنون است. او از تشنگی دل به جنون، وهم و ظن، و ناتوانی در یافتن حقیقت سخن میگوید. شاعر به ناپایداری دنیا و بیثمری تلاشهای انسانی اشاره میکند و در نهایت، به دیداری نادرست و آیینهای ناسازگار با واقعیت تشبیه میشود.
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، برخی از مضامین مانند جنون، وهم، و ناامیدی ممکن است برای خوانندگان جوانتر سنگین یا نامفهوم باشد.
غزل ۱۰۹۲ - گرد مرا تحیّر، صبح جنون سبق کرد
گرد مرا تحیّر، صبح جنون سبق کرد
دستی نداشت طاقت، جیبم چنین که شق کرد ۱
دل تشنهٔ جنونهاست از وهم و ظن مپرسید
زین دست مشق بسیار مجنون بر این ورق کرد ۲
پیداست شغل زاهد، وقت دگر چه باشد
سرها به یکدگرکوفت هرگهکه یاد حقکرد ۳
دل با کمال تحقیق از شبههام نپرداخت
آیینه ساخت امّا پرداز بینسق کرد ۴
زبن باغ تا دمیدم جز خون دل نچیدم
گلگون قبای نازی صبح مرا شفقکرد ۵
از انفعالم آخر شستند دست قاتل
خونم روان نگردید رنگ حنا عرقکرد ۶
مهمان این بساطیم اما چه سود بیدل
دیدار نعمتی بود آیینه در طبق کرد ۷
دستی نداشت طاقت، جیبم چنین که شق کرد ۱
دل تشنهٔ جنونهاست از وهم و ظن مپرسید
زین دست مشق بسیار مجنون بر این ورق کرد ۲
پیداست شغل زاهد، وقت دگر چه باشد
سرها به یکدگرکوفت هرگهکه یاد حقکرد ۳
دل با کمال تحقیق از شبههام نپرداخت
آیینه ساخت امّا پرداز بینسق کرد ۴
زبن باغ تا دمیدم جز خون دل نچیدم
گلگون قبای نازی صبح مرا شفقکرد ۵
از انفعالم آخر شستند دست قاتل
خونم روان نگردید رنگ حنا عرقکرد ۶
مهمان این بساطیم اما چه سود بیدل
دیدار نعمتی بود آیینه در طبق کرد ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۰۹۱ - آگاهی از خیال خودم بینیازکرد
گوهر بعدی:غزل ۱۰۹۳ - بیستون یادی ز فرهاد ندامت فال کرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.