خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از حافظ، با بهکارگیری استعارهها و تصاویر شاعرانه، به موضوعاتی مانند ناامیدی، سردی دل، فقر، و ناپایداری دنیا میپردازد. شاعر از سردی روابط انسانی، بیثباتی شرایط زندگی، و تأثیرات منفی یأس و ناامیدی سخن میگوید. همچنین، اشارهای به ضرورت صبر و تدبیر در زندگی دارد.
مفاهیم عمیق عرفانی و اجتماعی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد. همچنین، برخی از مضامین مانند ناامیدی و یأس نیاز به درک و تجربهٔ زندگی دارند که معمولاً در سنین بالاتر حاصل میشود.
غزل ۱۰۷۹ - دل مباد افسرده تا برکس نگرددکار سرد
دل مباد افسرده تا برکس نگرددکار سرد
شمع خاموش انجمنها میکند یکبار سرد ۱
عالمی را زیر این سقف مشبک یافتم
چون سر بی مغز زاهد ذر ته دستار سرد ۲
داغ شد دل تا چه درگیرد به این دل مردگان
چارهگر یکسر ز گال و نالهٔ بیمار سرد ۳
انفعال جوهر مرد اختلاط حیز نیست
شعلهها را شمعکافوریکند دشوار سرد ۴
با همه تدبیر ز آتش برنیاید مالدار
پوست اندازد، بود هرچند جای مار سرد ۵
بیتکلف با نفس روزی دو باید ساختن
دل هواخواه و نسیمی دارد این گلزار سرد ۶
تا شود هستیگوارا با غبار فقر جوش
آب در ظرف سفالین میشود بسیار سرد ۷
یأس پیما اشک فرهادم شبی آمد به یاد
نالهای کردم که گردید آتش کهسار سرد ۸
در جوانی به که باشی هم سلوک آفتاب
تا هواگرم است بایدگرس رفتار سرد ۹
بیرواجی دیدی اسرار هنر پوشیده دار
جنس میخواهد لحاف آندم که شد بازار سرد ۱۰
گرم ناگردیده مژگان آفتابی میرسد
خوابناکان چند باشد سایهٔ دیوار سرد ۱۱
بدل فسون می و نی آنقدرگرمی نداشت
آرزوهاگشت بر دل از یک استغفار سرد ۱۲
شمع خاموش انجمنها میکند یکبار سرد ۱
عالمی را زیر این سقف مشبک یافتم
چون سر بی مغز زاهد ذر ته دستار سرد ۲
داغ شد دل تا چه درگیرد به این دل مردگان
چارهگر یکسر ز گال و نالهٔ بیمار سرد ۳
انفعال جوهر مرد اختلاط حیز نیست
شعلهها را شمعکافوریکند دشوار سرد ۴
با همه تدبیر ز آتش برنیاید مالدار
پوست اندازد، بود هرچند جای مار سرد ۵
بیتکلف با نفس روزی دو باید ساختن
دل هواخواه و نسیمی دارد این گلزار سرد ۶
تا شود هستیگوارا با غبار فقر جوش
آب در ظرف سفالین میشود بسیار سرد ۷
یأس پیما اشک فرهادم شبی آمد به یاد
نالهای کردم که گردید آتش کهسار سرد ۸
در جوانی به که باشی هم سلوک آفتاب
تا هواگرم است بایدگرس رفتار سرد ۹
بیرواجی دیدی اسرار هنر پوشیده دار
جنس میخواهد لحاف آندم که شد بازار سرد ۱۰
گرم ناگردیده مژگان آفتابی میرسد
خوابناکان چند باشد سایهٔ دیوار سرد ۱۱
بدل فسون می و نی آنقدرگرمی نداشت
آرزوهاگشت بر دل از یک استغفار سرد ۱۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۰۷۸ - تا لبش در نظرم میگذرد
گوهر بعدی:غزل ۱۰۸۰ - داغ بودمکه چه خواهم به غمت انشا کرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.