خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن تصمیم میگیرد تا از قید و بندها و پندهای قدیمی رها شود و به دنبال آزادی و شکستن محدودیتها برود. او قصد دارد تا با شکستن پیوندهای نادرست و رها کردن خود از قیدها، به سوی شادی و شیرینی زندگی حرکت کند و از عشق خود شرمنده نباشد.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد.
غزل ۱۵۹۱ - وقت آن آمد که من سوگندها را بشکنم
وَقتِ آن آمد که من سوگندها را بِشْکَنم
بَندها را بَردَرانَم پَندها را بِشْکَنم ۱
چَرخِ بَد پیوند را من بَرگُشایَم بَند بَند
هَمچو شمشیرِ اَجَلْ پیوندها را بِشْکَنم ۲
پَنبهیی از لااُبالی در دو گوشِ دل نَهَم
پَند نَپْذیرم زِ صَبر و بَندها را بِشْکَنم ۳
مُهر بَرگیرم زِ قُفل و در شِکَرخانه رَوَم
تا زِ شاخی زان شِکَر این قَندها را بِشْکَنم ۴
تا به کِی از چند و چون؟ آخِر زِ عشقَمْ شَرم باد
کِی زِ چونی بَرتَر آیَم چندها را بِشْکَنم؟ ۵
بَندها را بَردَرانَم پَندها را بِشْکَنم ۱
چَرخِ بَد پیوند را من بَرگُشایَم بَند بَند
هَمچو شمشیرِ اَجَلْ پیوندها را بِشْکَنم ۲
پَنبهیی از لااُبالی در دو گوشِ دل نَهَم
پَند نَپْذیرم زِ صَبر و بَندها را بِشْکَنم ۳
مُهر بَرگیرم زِ قُفل و در شِکَرخانه رَوَم
تا زِ شاخی زان شِکَر این قَندها را بِشْکَنم ۴
تا به کِی از چند و چون؟ آخِر زِ عشقَمْ شَرم باد
کِی زِ چونی بَرتَر آیَم چندها را بِشْکَنم؟ ۵
این گوهر را بشنوید
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۵۹۰ - چون ز صورت برتر آمد آفتاب و اخترم
گوهر بعدی:غزل ۱۵۹۲ - نی تو گفتی از جفای آن جفاگر نشکنم؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.