خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عرفانی است که در آن شاعر از سفر روحانی و بازگشت به اصل و ذات خود سخن میگوید. او از عشق به معشوق الهی، قربانی کردن جان برای رسیدن به او، و حرکت به سوی حقیقت و نور الهی صحبت میکند. شاعر همچنین از مفاهیمی مانند ایمان، کفر، و روشنگری در مسیر عرفانی خود استفاده میکند.
این متن حاوی مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد تا بتواند به درستی درک و تفسیر شود.
غزل ۱۵۸۹ - چشم بگشا جان نگر کش سوی جانان میبرم
چَشمْ بُگْشا جان نِگَر کِشْ سویِ جانان میبَرَم
پیشِ آن عیدِ اَزَل جانْ بَهرِ قُربان میبَرَم ۱
چون کبوترخانه جانها از او مَعْمور گشت
پس چرا این زیره را من سویِ کرمان میبَرَم؟ ۲
زان که هر چیزی به اَصْلَش شاد و خندان میرَوَد
سویِ اَصلِ خویشْ جان را شاد و خندان میبَرَم ۳
زیرِ دندان تا نیایَد قَندْ شیرین کِی بُوَد؟
جانِ همچون قَند را من زیر دندان میبَرَم ۴
تا که زَر در کان بُوَد او را نباشد رونَقی
سویِ زَرگَر اندک اندک زودش از کان میبَرَم ۵
دودِ آتشْ کُفر باشد نورِ او ایمان بُوَد
شمعِ جان را من وَرایِ کُفر و ایمان میبَرَم ۶
سویِ هر ابری که او مُنْکِر شود خورشید را
آفتابی زیرِ دامَنْ بَهرِ بُرهان میبَرَم ۷
شَمس تبریز اَرْمغانم گوهرِ بَحرِ دل است
من زِ شَرمِ جانِ پاکَت هَمچو عُمّان میبَرَم ۸
پیشِ آن عیدِ اَزَل جانْ بَهرِ قُربان میبَرَم ۱
چون کبوترخانه جانها از او مَعْمور گشت
پس چرا این زیره را من سویِ کرمان میبَرَم؟ ۲
زان که هر چیزی به اَصْلَش شاد و خندان میرَوَد
سویِ اَصلِ خویشْ جان را شاد و خندان میبَرَم ۳
زیرِ دندان تا نیایَد قَندْ شیرین کِی بُوَد؟
جانِ همچون قَند را من زیر دندان میبَرَم ۴
تا که زَر در کان بُوَد او را نباشد رونَقی
سویِ زَرگَر اندک اندک زودش از کان میبَرَم ۵
دودِ آتشْ کُفر باشد نورِ او ایمان بُوَد
شمعِ جان را من وَرایِ کُفر و ایمان میبَرَم ۶
سویِ هر ابری که او مُنْکِر شود خورشید را
آفتابی زیرِ دامَنْ بَهرِ بُرهان میبَرَم ۷
شَمس تبریز اَرْمغانم گوهرِ بَحرِ دل است
من زِ شَرمِ جانِ پاکَت هَمچو عُمّان میبَرَم ۸
این گوهر را بشنوید
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۵۸۸ - من سر خم را ببستم باز شد پهلوی خم
گوهر بعدی:غزل ۱۵۹۰ - چون ز صورت برتر آمد آفتاب و اخترم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.