خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر به بیان دردها و رنجهای عاشقانه و عرفانی میپردازد. شاعر از ناامیدی، عشق بیپاسخ، رنجهای دنیوی و معنوی، و همچنین از غمها و دغدغههای وجودی سخن میگوید. در عین حال، اشارهای به ناپایداری دنیا و اهمیت توجه به معنویات دارد.
محتوا دارای مضامین عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای سنین پایینتر دشوار خواهد بود. همچنین، لحن غمگین و بیان رنجهای عاطفی ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد.
غزل ۱۰۳۴ - بییأس دل از هرچه نداردگله دارد
بییأس دل از هرچه نداردگله دارد
ناسودن دست تو هزار آبله دارد ۱
محملکش مجنونروشان بی سر و پاییست
این قافلهٔ اشک عجب راحله دارد ۲
از عالم نـیرنگ املِ هیچِ مپرسید
آفاق، شرر فرصت و، زاهد چله دارد ۳
از خار کند شکوه گل آبلهٔ من
آیینه گر از شوخی جوهر گله دارد ۴
یک نچه به صد رنگگلافشان خیال ست
یکتایی او اینقدرم ده دله دارد ۵
نگذشته ز سر راه به جایی نتوان برد
هشدار که پای تو همین آبله دارد ۶
دل محوگداز است چه در هجر چه در وصل
این آینه در آب شدن حوصله دارد ۷
دور شکم اهل دول بین و دهل زن
کاین طایفه را تخم امل حامله دارد ۸
هرجا روی از برق فنا جان نتوان برد
عمریستکه آتش پی این قافله دارد ۹
دنیا الم غفلت و عقبا غم اعمال
آسودگی از ما دو جهان فاصله دارد ۱۰
بیدل من و آن نظم که هر مصرع شوخش
چون سرو ز آزادی غمها صله دارد ۱۱
ناسودن دست تو هزار آبله دارد ۱
محملکش مجنونروشان بی سر و پاییست
این قافلهٔ اشک عجب راحله دارد ۲
از عالم نـیرنگ املِ هیچِ مپرسید
آفاق، شرر فرصت و، زاهد چله دارد ۳
از خار کند شکوه گل آبلهٔ من
آیینه گر از شوخی جوهر گله دارد ۴
یک نچه به صد رنگگلافشان خیال ست
یکتایی او اینقدرم ده دله دارد ۵
نگذشته ز سر راه به جایی نتوان برد
هشدار که پای تو همین آبله دارد ۶
دل محوگداز است چه در هجر چه در وصل
این آینه در آب شدن حوصله دارد ۷
دور شکم اهل دول بین و دهل زن
کاین طایفه را تخم امل حامله دارد ۸
هرجا روی از برق فنا جان نتوان برد
عمریستکه آتش پی این قافله دارد ۹
دنیا الم غفلت و عقبا غم اعمال
آسودگی از ما دو جهان فاصله دارد ۱۰
بیدل من و آن نظم که هر مصرع شوخش
چون سرو ز آزادی غمها صله دارد ۱۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۰۳۳ - آنجاکه خیالت ز تمناگله دارد
گوهر بعدی:غزل ۱۰۳۵ - هرجا نفسی هست ز هستی گله دارد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.