خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر به موضوعاتی مانند عشق، رنج، ناامیدی، و حیرت در برابر زندگی می‌پردازد. شاعر از بی‌پناهی، عریانی روح، و ناتوانی در رسیدن به آرزوها سخن می‌گوید و اشاره می‌کند که عشق، با تمام دردهایش، درمانی ندارد و تنها ایمان واقعی در کفر عشق بتان یافت می‌شود.

مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه، همراه با مضامین پیچیده‌ای مانند کفر و ایمان، برای درک بهتر به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از اشارات فلسفی و عرفانی ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر نامفهوم باشد.

مشاهده کامل

غزل ۱۰۲۷ - دل از وسعت اگر شانی ندارد

دل از وسعت اگر شانی ندارد
بیابان هم بیابانی ندارد ۱

در این دریا ندامت اعتبار است
گهر جز اشک عریانی ندارد ۲

جنون می‌نالد از بی‌دستگاهی
که عریانی‌ گریبانی ندارد ۳

تو خواهی شیشه بشکن خواه ساغر
طرب جز رنگ سامانی ندارد ۴

به خود می‌بال لیک از غصه خوردن
تنور آرزو نانی ندارد ۵

محبت‌پیشه‌ای بگداز و خون ش
که درد عشق درمانی ندارد ۶

کشد چون‌ گردباد آخر ز حلقت
گریبانی که دامانی ندارد ۷

در دل می‌زنی آزادیت کو
مگر آیینه زندانی ندارد ۸

محبت دستگاه عافیت نیست
تحیر ربط مژگانی ندارد ۹

تظلم دوری از اصل است ور نه
نفس در سینه فغانی ندارد ۱۰

تحیر بسمل اشک نیازم
به خون غلتیدنم جانی ندارد ۱۱

اگر عشق بتان‌ کفر است بیدل
کسی جز کافر ایمانی ندارد ۱۲
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۰۲۶ - نهال زندگی بالیدنی وحشت‌کمین دارد
گوهر بعدی:غزل ۱۰۲۸ - عدم زین بیش برهانی ندارد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.