خلاصه و ردهبندی سنی
18+
این شعر به مفاهیمی مانند عشق، شوق، پیری، هستی، و جنون میپردازد. شاعر از تضادها و پارادوکسهای زندگی سخن میگوید، مانند گرمی عشق در مقابل سردی پیری، یا فریبندگی هستی در مقابل زوال آن. همچنین، به مفاهیمی مانند خموشی، ندامت، و جستجوی حقیقت اشاره دارد.
مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی موجود در شعر، همراه با استفاده از استعارههای پیچیده، درک کامل آن را برای مخاطبان جوانتر دشوار میسازد. همچنین، برخی مضامین مانند جنون و زوال هستی ممکن است برای سنین پایینتر سنگین باشد.
غزل ۹۵۲ - به هرجا ساز غیرت انفعال آهنگ میگردد
به هرجا ساز غیرت انفعال آهنگ میگردد
به موج یک عرق صد آسیای رنگ میگردد ۱
نگردد ضعف پیری مانع بیتابی شوقت
نوا از پا نیفتد گر نی ما چنگ میگردد ۲
فسردن کسوت ناموس چندین وحشت است اینجا
پری در شیشه دارد خاک ما گر سنگ میگردد ۳
ز الفتگاه دل مگذرکه با آن پرفشانیها
نفس اینجا ز لب نگذشته عذر لنگ میگردد ۴
چو گیرد خودنمایی دامنت ساز ندامت کن
خموشی میتپد بر خویش تا آهنگ میگردد ۵
فریب آب نتوان خوردن از آیینهٔ هستی
گر امروزش صفایی هست فردا زنگ میگردد ۶
دماغ و هم سرشار است در خمخانهٔ امکان
می تحقیق تا در جام ریزی بنگ میگردد ۷
ندانم نبض موجم یا غبار شیشهٔ ساعت
که راحت از مزاج من به صد فرسنگ میگردد ۸
جنونم جامهواری دارد از تشریف عریانی
که گر یک رشته بر رویش فزایی تنگ میگردد ۹
دل آن بهتر که چون اشک از تپیدن نگذرد بیدل
که این گوهر به یک دم آرمیدن سنگ میگردد ۱۰
به موج یک عرق صد آسیای رنگ میگردد ۱
نگردد ضعف پیری مانع بیتابی شوقت
نوا از پا نیفتد گر نی ما چنگ میگردد ۲
فسردن کسوت ناموس چندین وحشت است اینجا
پری در شیشه دارد خاک ما گر سنگ میگردد ۳
ز الفتگاه دل مگذرکه با آن پرفشانیها
نفس اینجا ز لب نگذشته عذر لنگ میگردد ۴
چو گیرد خودنمایی دامنت ساز ندامت کن
خموشی میتپد بر خویش تا آهنگ میگردد ۵
فریب آب نتوان خوردن از آیینهٔ هستی
گر امروزش صفایی هست فردا زنگ میگردد ۶
دماغ و هم سرشار است در خمخانهٔ امکان
می تحقیق تا در جام ریزی بنگ میگردد ۷
ندانم نبض موجم یا غبار شیشهٔ ساعت
که راحت از مزاج من به صد فرسنگ میگردد ۸
جنونم جامهواری دارد از تشریف عریانی
که گر یک رشته بر رویش فزایی تنگ میگردد ۹
دل آن بهتر که چون اشک از تپیدن نگذرد بیدل
که این گوهر به یک دم آرمیدن سنگ میگردد ۱۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۹۵۱ - ساغرم بی تو داغ می گردد
گوهر بعدی:غزل ۹۵۳ - ز انداز نگاهت فتنه برق آهنگ می گردد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.