خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عرفانی است که به موضوعاتی مانند عشق، درد، رهایی از هوسها، و تحول درونی میپردازد. شاعر از محو شدن در معشوق، تبدیل درد به درمان، و رهایی از تعلقات دنیوی سخن میگوید.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای مخاطبان کمسنوسال دشوار است. همچنین، برخی از اصطلاحات و استعارههای بهکاررفته نیاز به دانش ادبی و تجربهی زندگی بیشتری دارد.
غزل ۹۳۹ - دل اگر محو مدعا گردد
دل اگر محو مدعا گردد
درد در کام ما دوا گردد ۱
طعمهٔ درد اگر رسد دریا
هرمگس همسر هما گردد ۲
محو اسرار طرهٔ او
رگ گل دام مدعا گردد ۳
گرسگالد وداع سلک هوس
گره دلگهر اداگردد ۴
گسلد گر هوس سلاسل وهم
کوه و صحرا همه هوا گردد ۵
محوگردد سواد مصرع سرو
مدّ آهم اگر رسا گردد ۶
ما و احرام آه دردآلود
هم هواگرد را عصاگردد ۷
دل آسوده کو؟ مگر وسواس
گره آرد که دام ما گردد ۸
در طلوع کمال بیدل ما
ماه در هالهٔ سها گردد ۹
درد در کام ما دوا گردد ۱
طعمهٔ درد اگر رسد دریا
هرمگس همسر هما گردد ۲
محو اسرار طرهٔ او
رگ گل دام مدعا گردد ۳
گرسگالد وداع سلک هوس
گره دلگهر اداگردد ۴
گسلد گر هوس سلاسل وهم
کوه و صحرا همه هوا گردد ۵
محوگردد سواد مصرع سرو
مدّ آهم اگر رسا گردد ۶
ما و احرام آه دردآلود
هم هواگرد را عصاگردد ۷
دل آسوده کو؟ مگر وسواس
گره آرد که دام ما گردد ۸
در طلوع کمال بیدل ما
ماه در هالهٔ سها گردد ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۹۳۸ - جنون جولانیام هرجا بهوحشت رهنماگردد
گوهر بعدی:غزل ۹۴۰ - جنون بینوایان هرکجا بختآزما گردد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.