خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر عاشقانه و پراحساس، به بیان شوق و حیرت عاشق در برابر معشوق می‌پردازد. شاعر با استفاده از تصاویر زیبا و استعاره‌های پیچیده، احساسات خود را نسبت به معشوق بیان می‌کند. او از پرواز، آیینه، شرر، مو و دیگر عناصر طبیعی برای توصیف عشق و حیرت خود استفاده می‌کند. در نهایت، شعر به شکست و ناامیدی عاشق اشاره می‌کند.

این شعر دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و استعاره‌های پیچیده است که درک آن برای مخاطبان جوان‌تر ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از مضامین مانند شکست و ناامیدی ممکن است برای سنین پایین مناسب نباشد.

مشاهده کامل

غزل ۹۱۹ - شوق تو به مشت پرم آتش زد و سر داد

شوق تو به مشت پرم آتش زد و سر داد
پرواز من آیینهٔ امکان به شرر داد ۱

از یک مژه شوقی که به آن جلوه ‌گشودم
بر هر بن مو حیرتم آغوش دگر داد ۲

صد چاک زد آیینه ز جوهر به‌ گرببان
اظهارکمال اینقدرم داد هنر داد ۳

ما بیخبران رنگ اثر باخته بودیم
از رفتن دل‌گرد خرام که خبر داد ۴

شب مصرعی از خاطر من‌ گشت فراموش
حسرت چقدر یادم از آن موی کمر داد ۵

ضبط نفسم قابل دیدار برآورد
آن ریشه که دل کاشته بود آینه برداد ۶

زان صبح بناگوش جنون ‌کرد نسیمی
هر موج ازبن بحر گریبان به گهر داد ۷

یک ذره ندیدم که به طاووس نماند
نیرنگ خیالت به هزار آینه پر داد ۸

از بس عرق‌آلود تمنای تو مردم
چون ابر غبارم به هوا جبههٔ تر داد ۹

عمری زتحیر زدم آیینه به صیقل
تا دقت فکرم مژه خواباند و نظر داد ۱۰

بیدل چمنستان وفا داغ طرب بود
رنگم به شکستی زد و پرواز سحر داد ۱۱
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۹۱۸ - شب‌که باد جلوه‌ات چشم خیالم آب داد
گوهر بعدی:غزل ۹۲۰ - داد عشق از بی‌نیازی درمن طفلانم بیاد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.