خلاصه و ردهبندی سنی
18+
این شعر به مفاهیم فلسفی و عرفانی مانند قدم و حدوث، توهمات بشری، و رابطهی بین خالق و مخلوق میپردازد. شاعر از استعارههایی مانند آینه، طاووس خیال، و دریا برای بیان مفاهیم عمیق استفاده میکند و بر این نکته تأکید دارد که جهان و پدیدههای آن تحت تأثیر نیرنگ حدوث قرار دارند.
محتوا شامل مفاهیم پیچیدهی عرفانی و فلسفی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات عمیق دارد. همچنین، استفاده از استعارههای سنگین ممکن است برای خوانندگان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۸۸۵ - نتوان برد زآینهٔ ما رنگ حدوث
نتوان برد زآینهٔ ما رنگ حدوث
شیشهایداشت قدمآمده بر سنگ حدوث ۱
نیست تمهید خزان در چمن دهر امروز
بر قدیم است زهم ریختن رنگ حدوث ۲
سیر بال و پر اوهام بهشت است اینجا
همه طاووس خیالیم ز نیرنگ حدوث ۳
بحر و آسودگی امواج و تپشفرسایی
اینک آیینهٔ صلح قدم و جنگ حدوث ۴
دیر و ناقوس نوا، کعبه و لبیک صدا
رشته بسته است نفس اینهمه بر چنگ حدوث ۵
میسزد هر نفسم پای نفس بوسیدن
کز ادبگاه قدم می رسد این لنگ حدوث ۶
صبح تا دم زند از خویش برون میآید
به دریدن نرسد پیرهن تنگ حدوث ۷
دو جهان جلوه ز آغوش تخیل جوشید
چقدر آینه دارد اثر بنگ حدوث ۸
عذر بیحاصلی ما عرقی میخواهد
تا خجالت نکشی آبشو از ننگ حدوث ۹
غیب غیب است شهادت چه خیال است اینجا
بیدل از ساز قدم نشنوی آهنگ حدوث ۱۰
شیشهایداشت قدمآمده بر سنگ حدوث ۱
نیست تمهید خزان در چمن دهر امروز
بر قدیم است زهم ریختن رنگ حدوث ۲
سیر بال و پر اوهام بهشت است اینجا
همه طاووس خیالیم ز نیرنگ حدوث ۳
بحر و آسودگی امواج و تپشفرسایی
اینک آیینهٔ صلح قدم و جنگ حدوث ۴
دیر و ناقوس نوا، کعبه و لبیک صدا
رشته بسته است نفس اینهمه بر چنگ حدوث ۵
میسزد هر نفسم پای نفس بوسیدن
کز ادبگاه قدم می رسد این لنگ حدوث ۶
صبح تا دم زند از خویش برون میآید
به دریدن نرسد پیرهن تنگ حدوث ۷
دو جهان جلوه ز آغوش تخیل جوشید
چقدر آینه دارد اثر بنگ حدوث ۸
عذر بیحاصلی ما عرقی میخواهد
تا خجالت نکشی آبشو از ننگ حدوث ۹
غیب غیب است شهادت چه خیال است اینجا
بیدل از ساز قدم نشنوی آهنگ حدوث ۱۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۸۸۴ - تأمل عارفان چه دارد به کارگاه جهان حادث
گوهر بعدی:غزل ۸۸۶ - تا ز پیدایی بهگوشم خواند افسون احتیاج
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.