خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر از بیدل دهلوی، شاعر سبک هندی، به بیان احساسات شاعر نسبت به معشوق و توصیف حالات عاشقانه و رنج‌های عشق می‌پردازد. شاعر از نیرنگ‌های معشوق، نازهای بی‌نیازانه‌اش، و تأثیرات عمیق عشق بر خود سخن می‌گوید. همچنین، از ناتوانی در بیان احساسات و سردرگمی در برابر جذبه‌های معشوق یاد می‌کند.

این شعر دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک نیاز دارد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات به کار رفته ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده باشد.

مشاهده کامل

غزل ۸۶۶ - به حیرتم چه فسون داشت بزم نیرنگت

به حیرتم چه فسون داشت بزم نیرنگت
زدم به دامن خود دست و یافتم چنگت ۱

دماغ زمزمهٔ بی‌نیازی‌ات نازم
که تا دمید برآهنگ ما زد آهنگت ۲

نقاب بر نزدن هم قیامت‌آرایی‌ست
فتاده در همه آفاق آتش سنگت ۳

به غیر چاک‌گریبان‌گلی نرست اینجا
درین چمن چه جنون‌کرد شوخی رنگت ۴

چه ممکن است جهان را ز فتنه آسودن
فتاده بر صف برگشتهٔ مژه جنگت ۵

حیا نبود کفیل برون خرامی ناز
دل‌گرفتهٔ ما کرد اینقدر ننگت ۶

براین ترانه‌که ما رنگ نوبهار توایم
رسیده‌ایم به گلهای تهمت ننگت ۷

جهان وهم چه مقدار منفعل تک وپوست
که جستجوکند آنگه به عالم بنگت ۸

علاج دوری‌غفلت به جهد ناید راست
نشسته‌ایم به منزل هزار فرسنگت ۹

نه دیده قابل دیدن نه لب حریف بیان
نگ‌ه ما متحیر زبان ما دنگت ۱۰

کراست زهرهٔ جهدی‌که دامنت گیرد
چودست ما همه شلت چوپای ما لنگت ۱۱

زبان آینه‌، پرداز می‌دهم بیدل
بهارکرد مرا پرفشانی رنگت ۱۲
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۸۶۵ - هرکس‌اینجا یکدودم‌دکان بسمل چید و رفت
گوهر بعدی:غزل ۸۶۷ - که شود به وادی مدعا بلد تسلی منزلت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.