خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر به موضوعاتی مانند گذر زمان، ناپایداری زندگی، رهایی از تعلقات دنیوی و وهمهای انسانی میپردازد. شاعر با استفاده از تصاویر زیبا و نمادین مانند اشک، شبنم، کشتی، باد و شمع، به بیان مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی میپردازد.
مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از تصاویر و نمادها نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارند تا به درستی درک شوند.
غزل ۸۵۹ - عمر گذشته بر مژهام اشک بست و رفت
عمر گذشته بر مژهام اشک بست و رفت
پرواز صبح، بیضهٔ شبنم شکست و رفت ۱
از خود تهی شوید و ز اوهام بگذرید
خلقی درین محیط به کشتی نشست و رفت ۲
از نقد و جنس حاصل این کارگاه وهم
دیدیم باد بود که آمد به دست و رفت ۳
رفتن قیامتیست که پا لغز کس مباد
هرچند حقپرست، شد اتشپرست و رفت ۴
پوشیده نیست رسم خرابات ما و من
هرکس به یکدو جام نفس گشت مست و رفت ۵
در سینه داشتم دلکی عاقبت نماند
آه این سپند سوخته با ناله جست و رفت ۶
بند کشاکش نفس آخر گسیخت عمر
با خویش برد ماهی پر زور شست و رفت ۷
چشم گشوده وحشت دل را بهانه بود
شاهین بیتماغه رها شد ز دست و رفت ۸
کس محرم پیام دم واپسین نشد
کز دل چه مژده داد به دل پست پست و رفت ۹
شمعی زبان موعظت بزم گرم داشت
گفتم چسان روم ز در دل نشست و رفت ۱۰
بیدل غبار قافلهٔ اعتبار ما
باری دگر نداشت همین چشم بست و رفت ۱۱
پرواز صبح، بیضهٔ شبنم شکست و رفت ۱
از خود تهی شوید و ز اوهام بگذرید
خلقی درین محیط به کشتی نشست و رفت ۲
از نقد و جنس حاصل این کارگاه وهم
دیدیم باد بود که آمد به دست و رفت ۳
رفتن قیامتیست که پا لغز کس مباد
هرچند حقپرست، شد اتشپرست و رفت ۴
پوشیده نیست رسم خرابات ما و من
هرکس به یکدو جام نفس گشت مست و رفت ۵
در سینه داشتم دلکی عاقبت نماند
آه این سپند سوخته با ناله جست و رفت ۶
بند کشاکش نفس آخر گسیخت عمر
با خویش برد ماهی پر زور شست و رفت ۷
چشم گشوده وحشت دل را بهانه بود
شاهین بیتماغه رها شد ز دست و رفت ۸
کس محرم پیام دم واپسین نشد
کز دل چه مژده داد به دل پست پست و رفت ۹
شمعی زبان موعظت بزم گرم داشت
گفتم چسان روم ز در دل نشست و رفت ۱۰
بیدل غبار قافلهٔ اعتبار ما
باری دگر نداشت همین چشم بست و رفت ۱۱
این گوهر را بشنوید
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۸۵۸ - آخر سیاهی از سر داغم بهدر نرفت
گوهر بعدی:غزل ۸۶۰ - دی بهشبنمگریهٔما نوگلی خندید و رفت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.