خلاصه و ردهبندی سنی
16+
در این متن، شاعر از عشق قدیمی و تجربههای تلخ و شیرین آن سخن میگوید. او تأکید میکند که از حرفهای حسودان هراسی ندارد و مردانه با مشکلات روبرو میشود. شاعر از درد عشق و همراهی با یار دردکشیده خود سخن میگوید و بر این باور است که از خنجر عشق زخمخوردهاند.
این متن حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و تجربههای زندگی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههایی مانند 'خنجر عشق' و 'درد هزار' نیاز به درک بالاتری از احساسات و تجربیات زندگی دارد.
غزل ۱۵۷۱ - در عشق قدیم سال خوردیم
در عشقِ قدیمْ سال خوردیم
وَزْ گفتِ حَسود بَرنگردیم ۱
زین دَمدَمهها زنان بِتَرسَند
بر ما تو مَخوان که مَردِ مَردیم ۲
مَردانه کنیم کارِ مَردان
پنهان نکنیم آنچه کردیم ۳
ما را تو به زَرد و سُرخْ مَفْریب
کَزْ خَنْجَرِ عشق رویْ زَردیم ۴
بر دَردْ هزار آفرین باد
باقی بَر ما که یارِ دَردیم ۵
وَزْ گفتِ حَسود بَرنگردیم ۱
زین دَمدَمهها زنان بِتَرسَند
بر ما تو مَخوان که مَردِ مَردیم ۲
مَردانه کنیم کارِ مَردان
پنهان نکنیم آنچه کردیم ۳
ما را تو به زَرد و سُرخْ مَفْریب
کَزْ خَنْجَرِ عشق رویْ زَردیم ۴
بر دَردْ هزار آفرین باد
باقی بَر ما که یارِ دَردیم ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۵۷۰ - آن عشرت نو که برگرفتیم
گوهر بعدی:غزل ۱۵۷۲ - گر گم شدگان روزگاریم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.